كند پس به اندازهى خود ورزش نبض تندتر و فاصله زدنها را كوچكتر و سستتر و پىدرپىتر مىنمايد .
گرمابه بر بزرگى و نرمى و تندى و پياپى بودن نبض افزوده مىافزايد و چنانچه ماندن در گرمابه به درازا كشد ، ضربان كوچك و سست ولى بر تندى و پياپى بودن آن افزوده مىشود و چنانچه ماندن در آنجا بيشتر به درازا كشد ضربان كوچك و سست شده ولى شتاب و سرعت آن بجا مىماند .
خوراك آنچه كه سنگينى نكند و آزار ندهد و رنجور نسازد بسيار بر نيرو و به پياپى بودن و بزرگى نبض مىافزايد كه مدتى پس از خوردن مىباشد و هنگامى كه خورنده از خوردن دست مىكشد ديگر اينچنين نيست ولى خوراكى كه از آن آزار مىرسد و از زيادهروى در خوردن آن رنجورى پديد مىآيد نبض را گوناگون ( مختلف ) مىكند .
شراب انگور بر نيرو و شتاب و پياپى بودن نبض مىافزايد ، جز اينكه افزايش زمان شتاب آن بيش از خوراك است و زودتر از خوراك نيز به حالت گذشتهى خود باز مىگردد .
خوراكىها و داروهاى گرمكننده يا سردكنندهاند گرمكنندگى آن به اندازهاى كه گرما در آن است در شتاب و بزرگى و پياپى بودن نبض مىافزايد و ز آنسوى آن .
خشم ، افراشتگى و نيرومند و شتابان و پياپى بودن نبض را مىافزايد . ترس بسيار ، نبض را گوناگون ( مختلف ) و تند و لرزان مىكند .
اندوه ، نبض را سست و كند و متفاوت مىسازد . شادمانى نبض را متفاوت و كند و در كنار آن بزرگ و نرم و پر مىنمايد .
مىگوييم نبض بلند ( دراز ) در پى افزايش دما يا كاهش گوشت پديد مىآيد و نبض پهن در پى افزايش نمورى و نبض افراشته و جهنده ، در پى بالا رفتن دما و افزايش نيرو مىباشد .
نبض بزرگ و شتابان و پياپى بدنبال افزايش دما رخ مىدهد و اگر اين افزايش دما انگيزهاى بيرونى داشته باشد همچون ورزش ، گرمابه ، خشم و جز آن كه اين نبض به تندى به حالت هميشگى خويش باز مىگردد و چنانچه انگيزهى پايدارى داشته باشد به پايدارى آن انگيزه ، آن نيز همواره چنين خواهد ماند .
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 576
مساهمون: محمد بن زكريا الرازي
ص٥٧٦