نبض جوانان و اندكى سستتر از آن و كوچكتر از آن مىباشد . نبض پيران كهنسال در اوج تفاوت و سستى و كوچكى و كندى است .
نبض و آميزههاى گوناگون :
نبض در كسى كه آميزهى گرم دارد بسيار بزرگتر و تندتر و سختتر از نبض كسى كه داراى آميزهى سرد است ولى در نيرو از آن برتر و چهبسا برابر و گاهى پايينتر مىباشد .
نبض كسانى كه فربه هستند از لاغرها كوچكتر است . اگر اين چاقى از گوشت باشد تندتر و نيرومندتر مىباشد . اگر چربى باشد پايينتر از آن و كندتر است .
نبض كسانى كه آميزهى خشك دارند سختتر و كوبندهتر است .
نبض كسانى كه آميزهى نمور دارند ، نرمتر و پهنتر مىباشد .
نبض در ميانهى بهار ، بزرگتر و نيرومندتر از ديگر فصلهاى سال است .
نبض در ميانهى تابستان تندتر و پىدرپىتر و كوچكتر از ديگر فصلهاست .
نبض در پاييز تندى و پىدرپى بودن آن از تابستان كمتر است و در نيرو نيز افزايش پيدا نمىكند .
نبض در زمستان بسيار كوچك و كند و داراى تفاوت چشمگير مىباشد ، جز اينكه سست نيست .
نبض در ماههاى پايانى يك فصل و ماههاى نخست فصل ديگر ، نبضى تركيبى از دو فصل مىباشد .
نبض در پى رويدادها :
نبض زن باردار بزرگتر و پىدرپىتر و تندتر از خانمى كه باردار نيست ، مىزند .
نبض كسى كه تازه از خواب برخاسته بزرگ نيرومند و پىدرپى و لرزان است ولى پس از اندكى به حالت عادى خويش باز مىگردد .
در ورزش اگر آدمى از آن خسته نشود بزرگى و تندى و پىدرپى زدن نبض به اندازهى تندى جنبش ( ورزش ) و نيرومندى آن افزايش مىيابد و آنچه در رگهاست اگر زدن اندك باشد به تندى و اگر دراز باشد به كندى ، آرام شود . ورزشى كه آدمى را خسته