پزشكان گونههاى بسيارى را كه اينگونه تفاوت ميان آنهاست نامگذارى كردهاند . ما نيز برخى از آنها را با خواست خداوند در جاى خود نام خواهيم برد . اگر اين اختلاف روى يك دور ويژهاى دور بزند و به حالت ديگرى نرود ، كه نمونهى آن را اينچنين مىگويم : اگر ميان سه نبض يكسان يك نبض مخالف زده شود و ميان چهار يا پنج نبض چنين شود يا ميان هر پنج نبض يكسان دو نبض نابرابر در آن ديده شود و اين دور پيوسته ادامه يابد و به آن نبض با قاعده « 1 » و روشمند گويند . و اگر اين دور روشمند نباشد آن را نبض « 2 » بىقاعده خوانند .
حركت رگها درون تن بسوى بيرون آن را انبساط « 3 » گويند و اين حركت همانى است كه همگان در برخى از جاهاى تن آن را احساس مىكنند و نمونهى آن جهندگى سرخرگ دست مىباشد . گرچه پزشكان كارآزموده در بسيارى از جاهاى ديگر تن آن را نيز احساس مىنمايند .
حركت نبض از بيرون به درون تن را انقباض « 4 » مىنامند و اين حركت گاهى احساس مىشود و گاهى نمىشود . يادآورى اختلاف ديدگاه ميان پزشكان در اين جايگاه توجيه خاصى ندارد . بهتر است به مردم ساده و كسانى كه در انديشهى آموزش بالا و پژوهش نيستند ، ياد بدهند كه حالت انقباض محسوس نمىباشد .
نبض داراى دو زمان است نخست زمان حركت و آن از هنگامى است كه حركت در سرخرگ قابل لمس مىشود تا هنگامى كه آن آرام مىگيرد و آن حركت پنهان مىگردد .
دوم زمان آرامش است كه از هنگام ايستايى حركت و نهان شدن آن آغاز و تا دوباره حركت ادامه دهد .
هركدام اين دو زمان به ديگرى داراى نسبتى است كه در هر سنى ويژه خودش مىباشد . نسبت اين دو زمان در كودكان به مانند نسبت آن در نوجوانان و ميانسالان و كهنسالان نيست . اين نسبت را برابرى وزن ( هموزنى ) « 5 » گويند .
هامش
( 1 ) . نبض منتظم : متن -Variable regular pulse( 2 ) . نبض غير منتظم : متن -Variable irregular pulse( 3 ) . انبساط :Dilation، انبساط القلبDiastcol( 4 ) . انقباض القلب : متن -Systole ; contraction of the heart( 5 ) . وزن : متن -Blanace meter- وزن النبض : متنmeter of pulse