تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
بسوى بدتر شدن مىكشاند و پس از آن كم‌كم به مرگ مىانجامد و يا پس از آن پيشآمدى سبب مىشود كه يكباره بيمار به نابودى كشانيده شود . ما اين‌گونه رخدادها را كه براى بيمار پيش مىآيد ، تخليه كردن يك‌باره و اين دگرگونى بزرگ را بحران مىناميم و در صورتى كه حالتى به خوب شدن كامل بيانجامد آن را بحران خوب كامل مىناميم و آن كه بيمار را به بهتر شدن برساند بحران خوب نارسا نام گذاشته‌ايم . جايگاه اين دگرگونىهاى يك‌باره در بيمارىهاى سخت و نيرومند است و هرچه بيمارى سخت‌تر باشد رخداد اين دگرگونىهاى بيشتر و نيرومندانه‌تر خواهد بود . ولى در بيمارىهاى كهنه اندك‌اندك سرانجام به خوب شدن يا مرگ مىانجامد .

نشانه‌هاى خوب پيش‌آگهى آمدن بحران :

پيش از آمدن بحران نشانه‌هاى بىتابى و آشفتگى و بيمناكى ، آشكار مىشود . مردم و پزشكان نادان بر او دلسوزى مىكنند ، اگر تب وى از گونه‌ى تب‌هاى نوبه‌اى باشد . چنان كه در هنگام نوبه يا هنگامى كه نوبه آن از وقت طبيعى جلو بيفتد تب سخت‌تر گردد و نشانه‌هاى آن افزايش يابد ، تب فراگير ( مطبقه ) است . چون نشانه‌هاى پيش از بحران آن سخت‌تر و نيرومندتر شده است . از نشانه‌هايى كه پيش از بحران مىآيد و همچنين هشداردهنده‌ى آن است . پريشانى خيال و خواب‌آلودگى ، بيهوشى ، سرگيجه ، و بىتابى بيمار و چنگ‌اندازى بهر چيز و جابجايى و بشكل‌هاى گوناگون درآمدن و تنگى نفس و سردرد سخت و درد گردن و رنجورى و دل‌آشوبى و سرخى رو و ديدن چيزهاى موهوم و خيال‌پردازانه و ريزش ناخواسته اشك و كج شدن و لرزش لب پايين و درد شكمبه و بخش‌هاى پايين شكم و پشت ، تب لرز ، سختى در پيشآب كردن و يا پشت سر هم و بيش از اندازه رفتن براى راندن پيشآب و تشنگى بسيار و دلتنگى و لرزش و كشيده شدن سر استخوان دنده‌ها به بالا و مانند اين نشانه‌هاى بد و ترسناك مىباشد . اگر بيمارى سخت باشد و برخى از اين نشانه‌ها آشكار شده و نبض و دم فروبردن نيرومندتر شود ، هنگام « پختگى » بيمارى فرارسيده است . باور داشته باشيد ، كه پس از آن تهىسازى خواهد بود كه به صورت خونريزى از بينى و بالا آوردن يا بيرون راندن