روزهاى بحران :
تهىسازىهايى كه نام برديم در بيمارىهاى سخت پديد مىآيد . در برخى از روزهاى بيمارى در بيمار دگرگونىهايى بزرگ روى مىدهد ، ازاينرو اين روزها را روزهاى بحران مىنامند .
روز نخست و روز دوم جزو روزهاى بحران نمىباشند .
روز سوم روز بحران است . كه در آن تبهاى بسيار بسيار سخت پايان مىيابد .
روز چهارم نيز روز بحران است و در آن تب كمتر ديده مىشود .
روز ششم و هفتم روز بحران مىباشد و اگر در آن نشانهى خوبى چون پختگى پيشآب يا تهىسازى بگونهى نارسا و كم ولى با اندكى سبكى به همراه داشته باشد ، نشانههاى خوبى است . در روز هفتم اگر نشانهى بدى در آن آشكار شد و حال بيمار به سوى خيلى بد گراييد بايد بدانيم كه همه اينها از روز ششم بوده است .
روز پنجم نيز روز بحران است بحران در آن بسيار و خوب مىباشد .
پيش آمدن بحران در روز ششم با روزهاى چهارم و پنجم تفاوتى ندارد . ولى نمىتواند بحرانى خوب در آن روز باشد . اگر موردى پيش بيايد ، بيمار از تهىسازى كه در آن بحرانى خوب ، ديده مىشود ، سود ببرد چنين حالتى خالى از سختى بسيار مىباشد و ترسى بزرگ نيست ، البته اين بحران كامل نبوده بلكه اندكى از مادهى نخستين بيمارى در بيمار مانده و مىتواند دوباره بيمارى را بازگرداند .
روز هفتم با ديگر روزهاى بحران در بسيار بودن بحران در اين روز و خوبى آن تفاوت دارد و اينگونه است كه بر خلاف روز ششم است و بحرانهاى پديدآمده در آن بسادگى و اندكى خطر است و تهىسازى كامل مادهى بيمارى بهگونهاى است كه چيزى از آن ماده نمىتواند دوباره بازگردد .
روز هشتم ، بحران نمىتواند در اين روز روى دهد ، مگر بسيار اندك و آن نيز از گونهى بد است .
روز نهم روز بحران است و به مانند روز سوم و پنج در آن بحران بسيار رخ مىدهد و بيشتر از گونهى خوب است و هشداردهندهى پيامدهاى روز يازدهم است .
روز دهم در آن بحران نيست و اگر باشد گونهى بد است .