تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
بحران تب غب با عرق كردن و بالا آوردن يا راندن پس‌مانده‌هاى زردآبى مىباشد . بحران تب ربع با بيرون راندن پس‌مانده‌هاى سفت و پيشآب و پسآب سياه است . بحران تب غب ناخالص با عرق كردن و راندن پس‌مانده‌ها زردآبى و بلغم است . از مواردى كه بر بودن بحران ، پافشارى مىكند ، بودن چرك در برخى بندهاى استخوانى است و در اين بيمارى تب همواره سخت نيست ولى بندهاى بيمار دردناك هستند و بيمار پيشآبى آبكى دارد . همچنين از چيزهايى كه برآمدن بحران پافشارى مىكند ، خونريزى بينى و سرخى چشم و رو و انباشتگى ( باد كردن ) شاهرگ گردنى و پديد آمدن پرتوهايى در برابر چشم و ريزش اشك ، فراگرفتن پرده‌اى روى چشم ، خارش بينى و سرخى و كشيدگى پرده و نيام‌هاى شكم به سوى بالا و تنگى نفس مىباشد . همچنين نشانه‌هاى بالا آوردن و دل‌آشوبى و رنجورى و لرزش لب پايين و ريزش بزاق از دهان نشان‌دهنده بحران است . نيز سختى در پيشآب كردن پس از آشكار شدن نشانه‌هاى بحران و دچار بند آمدن شكم گرديدن و نبض آرام ولى پر و تن گرم و نمناك در دست زدن به تن با حالت درد و سوزن‌سوزن شدن و نيز راندن ( شكمروش ) و از دست دادن اين نشانه‌ها و سنگينى در پايين ناف نشانه بودن بحران مىباشد .

نشانه‌هاى خوبى يا بدى يا كامل يا نارسا بودن بحران :

بحران خوب پس از « پختگى » كامل بيمارى مىباشد . آنچه كه پيش از شكل گرفتن يك رسيدن كامل بيايد اندازه‌ى نارسا بودن خوبى بحران را مىسنجند ولى آنچه از نشانه‌هاى پيش از « پختگى » بيمارى بيايد نيز مىتوان بحران بدى را تشخيص داد . بهترين بحران تهىسازى از آميختگى پديدآورنده‌ى بيمارى ، مىباشد و از نظر اندازه‌ى چندآيى ، كاستى در آن نبايد نباشد . بدنبال آن بيمار احساس سبكى و راحتى بسيار نمايد . پس از آن ، همه‌ى دردها آرام شوند و از ميان بروند . تا جايى كه در او هيچ چيز جز سستى نماند . و بدترين آن ، اينكه نشانه‌هاى گرد آمده ز آن سوى گزاره‌ى پيشين باشد . ولى بحرانى كه برخى از اين نشانه‌هاى ياد شده خوب يا بد در آن هويدا شود آن بحران ناكامل است كه مىتواند خوب يا بد باشد .
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 556 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى