سنگينى زبان :
اگر زبان به تنهايى سنگين شود بىآنكه ديگر اندامها ( سنگين ) شده باشد و در بيمار تب و بيمارى سختى نباشد . بايد نوشادر ، فلفل ، زنگبيل ، خردل ، عاقرقرحا ، مويزك ، بوره ، سعتر ، نمك هندى ، شونيز و مرزنگوش خشك را بگيرند و بپزند و آب آن را دهانشويه كند و از قورت دادن آن بايد بپرهيزند و يا پيوسته مرى نبطى و يا سركه و خردل را بامدادان ناشتا به كار برند . پس از دهانشويه كردن هر روز بايد با نوشادر ، عاقرقرحا ، وج ، فلفل ، خردل بهگونهاى يكسان برگيرند و خوب نرم كنند ، و با آن زير زبان و پايهى آن را خوب مالش دهند .
اگر به همراه سنگينى زبان ديگر حواس نيز سنگين شوند . بيمار را بايد به شيوهى بيمارى فلج درمان كرد . چنانچه در تب حاد ، سخن گفتن سخت شود ، و با اين سنگينى گفتار ، زبان نيز لاغر و كوتاه و سفت شود ، مهرههاى گردن و پايهى گوش را با آب گرم مالش دهيد ، و روغنمالى كنيد و او را وادار به نگاهداشتن روغن ولرم در دهان نماييد .
اگر همچنان گفتار نارسا باشد ، نگاه كنيد چهبسا اليافى كه زبان را از پايين نگاه مىدارد بزرگتر از اندازهى طبيعى خود گشته ، كه اگر چنين باشد اندكى از آن بريده و زاگ نرم شده روى آن گذارند .
بزرگ و آويزان شدن زبان :
اگر زبان بهگونهاى باد كند از دهان بيرون آيد ، آن را با پياز و يا با ترشى ترنج و يا ريواس و يا انار ترش مالش دهيد تا بزاق به فراوانى از آن سرازير شود . اين كار انگيزهى بازگرداندن زبان به حالت هميشگى خود مىشود . چنانچه بازنگشت ، با نمك و سركه آن را مالش دهيد و اگر پاسخ نداد ، از دو رگ قيفال و سپس رگ زير زبانى او خون بگيريد .
توده گوشتى ( غدهاى ) زير زبان كه قورباغه « 1 » ناميده مىشود :
اگر در زير زبان غدهاى آزاردهنده باشد پيوسته آن را با نوشادر و عفص مالش
هامش
( 1 ) . ضفدع : متن - غده قورباغهاى ، يكى از سه غده بزاقى دهان مىباشد كه بر دو سوى فرنوم زبانى قرار گرفتهاند و چون به شكل قورباغه است ، به اين نام قورباغه خوانده مىشود .