از بيمار بخواهيد ، تا دهان خود را خوب باز كند . سپس زبان او را آويزان كرده ، بيرون بكشيد ، سپس اندكى روى آن فشار دهيد . بهتر است ، در زير تابش خورشيد به ته گلو نگاه كنيد ، اگر زالويى در آن نزديكى آويزان ديديد ، در اين هنگام انبرى را به درون دهان ببريد و سر آويزان زالو را بگيريد و بكشيد . ولى اگر آشكار نبود ، بيمار چندين بار با سركه و خردل دهانشويه نمايد ، تا زالو از جايش جدا شود و يا با سركه و انگزه ، و يا با سركه و نمك مىتوان اين كار را انجام دهد .
شونيز و خردل را نرم بساييد و در گلو بدميد و يا با آب پياز دهانشويه نماييد . اگر پس از افتادن زالو بيمار تراوش خون از دهان داشته باشد بايد با پختهى پوست انار و گلنار و سماق دهانشويه كند و در گلوى او گلنار و كندر و نشاسته و خون سياوشان نرم شده ، بدميد .
اگر زالو در شكمبه آويزان باشد ، بايد داروهاى بيرونكننده كرمها را بخورد . از كارهايى كه زالو را بيرون مىراند ، ماندن طولانى در گرمابه تا بيمار سخت تشنه شود .
پس از آن آب سرد شده با يخ را دمبدم در دهان نگاه دارد و بگرداند ، هنگامى كه ولرم شود ، بيرون ريخته و دوباره اين كار را انجام دهد . چهبسا زالو براى بدست آوردن سرما به سوى دهان بيايد .
گير كردن خار و استخوان و جز آن در گلو :
اگر فرورونده در مرى لقمهاى و مانند آن باشد كه هيچگونه زائده و تيزى نداشته باشد . در اين هنگام ، چندين بار پس گردن بيمار زدن سودمند خواهد بود ، يا اندكاندك آب بنوشد چهبسا پايين خواهد رفت . اگر خار يا استخوان باشد اين كار ( پسگردنى ) را نبايد انجام دهند ، بلكه پىدرپى لقمههاى بزرگ بخورد كه چهبسا پايين برود و بايد به گرمابه رود و اندكاندك روغن را چندين بار بخورد و پس از آن چند لقمهى بزرگ بجود و قورت بدهد . اگر پايين نرفت ، وسيلهاى براى راندن چنين چيزهايى به پايين وارد گلو كند كه اين ابزارى است از سرب ناب ساخته شده ، به مانند دستهى دراز است كه سرى كج دارد .