دهيد . اگر آن را خونين كرديد ، پس با داروى لثهى خونچكان ، آن را مالش دهيد . كه دارويى تند مىباشد . سپس او را وادار كنيد تا در دهان سركه و نمك نگاه دارد و بچرخاند .
آماس زبان :
آن را با داروهايى كه در درمان برفك و جوش ( آفت ) دهان و گرفتگى گلو به كار مىرود ، درمان كنيد .
گرفتگى گلو « 1 » :
اگر تنگى در راه قورت دادن ( گلو ) روى دهد . به اندازه تنگى ، آسانى و سختى ( بيمارى ) گرفتگى گلو مىباشد . اگر به همراه تنگى كانال ، سرخى رو و چشم و برافروختگى آن دو باشد به گرفتن خون از رگ قيفال درمان را آغاز كنيد . سپس بيمار را وادار به دهانشويه با آب انار ملس ( ترش و شيرين ) پوست و گوشت آن يا آب سيب ترش يا افشرهى جوشاندهى توت شامى كنيد و يا سماق را در گلاب بريزيد و سه روز دهانشويه نمايد . با آب ميوهها و تمر هندى و فلوس و ترنجبين در او شكمروش پديد آورديد . اگر سه روز از بيمارى گذشت او را وادار به دهانشويه كردن با انجير زرد آبپز شده و كشمش يا مغز فلوس با عسلآب بنماييد و اگر بيمارى ماندگار شد او را با دهانشويه و پديد آوردن نفخ نيرومند كه در آينده ياد خواهيم كرد ، درمان نماييد . اگر سرخى رو نباشد و آب دهان بسيار سرازير شود و بيمار داراى آميزهى نمورى باشد پس او را به روانكنندهى « قوقايا » ببنديد و با تنقيهى گرم كه در بخش سكته گزاره شده تنقيه كنيد و نخست او را وادار به دهانشويه كردن با سكنجبين عسلى يا عسلآب سپس با مرى نبطى يا آب خردل و عسل بنماييد .
از آنچه كه براى گرفتگىهاى گلو سودمند مىباشد خونگيرى از رگهاى زير زبان است ، يا براى گردن بدون شكافتن ابزار حجامت بگذاريد و روى گردن عسل بلاذر بماليد تا تاول بزند و او را به دهانشويه كردن با خردل وادار نمايند و در گلو دارويى كه ياد آن مىآيد را بدميد .
هامش
( 1 ) . خناق :Diphtheria ; pharyngitisن . ك نمايه بيمارىها