از رگى كه در لبهى كنارى بينى است براى بواسير و بيمارىهاى بدخيم بينى ، خون گرفته مىشود .
اشتباههاى هنگام خون گرفتن ( رگ زدن ) :
بر پايهى گزارهى ما چنين هستند . رگ قيفال اگر به يكباره يافت نشود و ناگزير از چند بار رگ زدن مىشود . اگر جاى خون گرفتن از رگ تنگ باشد ، جوش مىخورد و در هنگام خم شدن بسته مىگردد و اگر به تندى تكان داده شود و يا دستكارى شود ، آماسى مىگردد . ولى اگر رگ زدن در يك بار انجام گيرد رگها در هنگام خونگيرى آسيب نخواهند ديد و بهتر است كه از سر ماهيچه دورى كرد و جايگاه خونگيرى را در جايى نرم جستجو نمود .
در زير رگ اكحل ، پى قرار گرفته كه اگر لبهى تيز نيشتر به آن بخورد پس از خونگيرى كرختى در آن پديد مىآيد كه گاهى پايدار مىماند ازاينرو بايد از آن پرهيز كرد . آگاهانه لبه تيز نيشتر را ز آنسوى جايى كه احساس مىشود پى در آن قرار گرفته بكشاند و اگر ميان دو پى باشد شكاف را به درازا بدهند نه به پهنا . ازاينرو بايد عصبى را كه در كنار آن ديده مىشود ، بپايد تا آسيب نبيند . گاهى زير آن پىاى بسيار نازك مىباشد و آشكار نمىباشد ، اگر بريده شود كاملا آن پى از دست مىرود . چنانچه رگ زدن بهگونهاى ژرف باشد كه در اثر آن يك بىحسى در درازاى دست پايدار مىماند .
براى جلوگيرى از اين پيشآمد چارهاى جز به ژرفا رفتن نخواهد بود . بههرحال اگر بريده شود زيانى كه از آن پيش مىآيد به مانند از دست رفتن يك عصب حسى نمىباشد . گروهى از مردم و ناآزمودگان پزشك مىگويند كه خشكى دست در اثر اين آسيب روى مىدهد ، ولى اين سخن نادرست مىباشد . بدنبال بريدن يك عصب زيانى بيش از آنچه گفتيم رخ نمىدهد .
در نزديكى و زير رگ باسليق سرخرگى بزرگ هست ، ازاينرو بهتر است خون گرفتن نيز از رگى بزرگتر و آشكارتر و پرتر نباشد كه همراه با كرختى بسيار خواهد بود .
به همان گونه كه گزاره مىكنم در هنگامى كه رگ باسليق ديده نمىشود و نياز به خون گرفتن نيز مىباشد بايد بپايند و بهتر آن است كه از خون گرفتن دست بكشند و يا شاخههاى ديگر آن چون رگ زير بغلى ( ابطى ) و مانند آن را جستجو نمايند . چنانچه خونگيرى را تنها از خود رگ باسليق بخواهند بهتر است كه پيش از بستن جاى