باسليق شايستهتر براى خون گرفتن مىباشد . هنگامى كه مىخواهيد خون از رگ قيفال بگيريد و آن را نيافتيد بهتر است بدنبال بزرگترين شاخهى آن بگرديد و اگر نشد از رگ اكحل خونگيرى نماييد . همهى اين شاخهها بيشتر در سمت بيرون بازو پيدا خواهند شد . اگر بخواهيد از رگ باسليق خون بگيريد و به آن دست نيابيد يكى از شاخههاى فرعى آن بر رگ اكحل برترى دارد اين شاخهها همگى درون بازو هستند و اگر آنها را نيابيد از رگ اكحل خون بگيريد .
رگى كه در بخش درونى زانو و رگى كه صافن ناميده مىشود ، از آنها به هنگامى خون گرفته مىشود كه شما مىخواهيد خون را از ناحيه پايين تن جذب نماييد و يا در بيمارىهاى كهنه در اين جاها باشد همچون دردهاى گرده و زهدان و ريزش دادن خون ماهانه .
هنگامى از رگ نساء خون گرفته مىشود كه دردهايى در تهيگاه تا كف پا بوده باشد .
در بيمارىهاى جگر از شاخهى راست رگ اسيلم و در بيمارىهاى سپرز از شاخهى چپ آن خون مىگيرند .
دو وداج ( ژگولار ) را در تنگى نفس و آغاز بيمارى جذام رگ مىزنند .
از رگ زيرزبانى در بيمارىهاى كهنه و ديفترى پس از رگ زدن قيفال ، خون مىگيرند .
از رگ جهاروك در كسانى كه آفت ، برفك ، جوش ( قلاع ) و زخمهايى روى لثه و در دهان بسيار ديده مىشود پس از خون گرفتن از قيفال ، خون مىگيرند .
رگ پيشانى را در بيمارىهاى كهنهى چهره و چشم پس از رگ زدن قيفال ، رگ مىزنند .
دو رگ گيجگاهى را در دردهاى نيمهى سر و سردردهاى سخت و درد پيوستهى چشم و گاهى در بيمارىهاى سلا و بترا رگ مىزنند .
از دو رگى كه در مجراى اشكى است در بيمارىهاى چشم خون گرفته مىشود .
از رگى كه در سر هست در بيمارى سعفه « 1 » و زخمهاى چركين و بد سر خون مىگيرند .
هامش
( 1 ) . سعفهFavus ; porrigo