خونريزى زخم :
اگر از زخمى خون فراوان روان شود ، و ترس از افتادن نيرو باشد ، بهتر است كه آن اندام به بالا نگاه داشته شود و بهگونهاى قرار گيرد كه دردى به همراه نداشته باشد .
درمان :
موى خرگوش را در سپيدهى تخممرغ گذاشته و صبر و كندر و خون سياوشان را كوبيده مو را به آن آغشته و در درون زخم بگذارند و يا با پشم را باريك بريده در آنچه گفتيم خيسانده ، سپس درون زخم بنهند و يا با تار عنكبوت دهانهى زخم را پر كنند . چنانچه خون بجهد و سپس بازگردد و دوباره به جهش درآيد نشاندهندهى آن است كه از سرخرگ مىباشد . اگر روانى خونريزى يكسان و يكنواخت باشد نشاندهندهى آن است كه از ( سياه ) رگها روان شده است . كه بايد بر پايهى آنچه گزاره كرديم ، درمان شود . اگر خونريزى بند نيايد ، بايد آن سرخرگ يا ( سياه ) رگ بريده شود و يا اينكه اگر آن رگ ديده شود بايد با چنگكى آن را گرفته و تا آنجا كه بشود بالا نگاه داشت سپس آن رگ را بريد و جاى آن را با داروهايى كه گفتيم پر كرد . اگر اين كار را نتوان انجام داد و داروها سودمند نباشند پس بايد آن را داغ كرد و وسيلهى سوزاننده بايد بسيار داغ و خيلى سرخ شده باشد ولى از آسيب رساندن به پى نزديك آن دورى شود . از چيزهايى كه به نرمى خون را بند مىآورد پر كردن دهانه زخم با نوره و زاگ و بستن آن مىباشد . داروى زير نيز بسيار كارساز است .
داروى بندآورندهى خون :
نوره ، قلقطار ، خون سياوشان و صبر و جبسين ( گچ ) آرد شده به مانند سرمه را بايد برگرفت و پشم بريده را با اين دارو و سپيدهى تخممرغ آغشته كرد درون زخم گذاشت و از آن مواد نيز در زخم بسيار پاشيد و آن را بست .
رگ زدن ( فصد ) « 1 » :
رگهايى كه عادت به رگ زدن آنها شده است : دربرگيرندهى رگ قيفال « 2 » و رگ
هامش
( 1 ) . فصد :Venesection ; blood letting ; phlebotomy( 2 ) .Cephalic vein