تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
خواب‌هاى بختكدار ( كابوس ) و يا دگرگونى رنگ پوست تن و حس لامسه از آنچه هميشه است ، و يا هرگونه رخداد ناخوشايند كه هميشگى نباشد ، پيش‌آگهى بيمارى خواهد بود و شايسته است كه درباره‌ى انگيزه‌ى آن انديشيد و درمان آن را پيگيرى كرد . چنانچه نشانه‌هاى انباشتگى در تن نمايان شود بايد به رگ زدن و كاهش خوراك روى آورد . اگر افزون بر آن ، نشانه‌هاى چيرگى آميختگى ( خلط ) آشكار شود بايد به خوردن داروهاى روان‌كننده‌اى كه بيرون‌كننده‌ى آن آميختگى است دست زد . چنانچه كسى به بيمارى دوره‌اى و يا نوبتى آشكارى دچار شده باشد بايسته است كه پيش از آغاز گاه دوره ، به رگ زدن يا تهى كردن و ديگر درمان‌ها كه در بخش‌هاى ويژه‌ى آن در اين كتاب ، ياد شده روى بيآورد .

روان‌رنجورى و روان‌پريشى :

هيچ‌گونه شادى نيست ، كه روان را خوشايند نيايد . و افزاينده‌ى نيرو و برانگيزاننده‌ى سرشت آدمى و كمك‌كننده‌ى آن در رفتارهاى او نباشد و اين براى همه كسانى كه تندرست هستند سودمند است مگر آنانى كه مىخواهند گوشت تنشان كاهش يابد كه اينان تندرست نيستند . ز آن‌سو ويژگيهايى كه اندوه‌زا هستند براى تندرستان زيانبارند مگر براى كسانى كه نياز به كاهش وزن دارند .

خوىها :

خوىها بايد نگاه داشته شوند و آنها را به كار بندند مگر آن كه بسيار بد باشند ، اگر اين‌چنين بود بايد اندك‌اندك از آنها روى برگردانيده شود . از گرفتارى به عادت بپرهيزند . نياز به خوردن و آشاميدن و يا سيرى از آن دو و يا به خوابيدن و يا به جنبيدن ، يا به بيرون راندن پس‌مانده و يا به نزديكى بايد هميشه در شخص باشد . چنانچه اين استوارسازى خوها پابرجا شود ، در صورت بهم خوردن آنها زيان بسيار بزرگ پيش خواهد آورد و آدمى بايد خود را براى برخورد با گرما و سرما و جنبش و خوراكىهايى كه ناگزير از برخورد با آنهاست تمرين و خو كند و همچنين به عوض كردن اوقات خواب و بيدارى و راندن پس‌مانده‌ها و ماندگارى كه گاهى كه ناگزير به تغيير آنها مىگردد . خوى نمايد .