كه پودنه در آن جوشيده ، صورت را مالش داد . بايد در كنار آن ، خوراك را بكاهند و از نوشيدن شراب نيز بپرهيزند . تكان دادن نيرومند ( نقض ) و مالش فراوان و دهانشويه و عطسه و نرمش به كار برد .
پرش و تيك زدن در بسيارى از جاهاى تن چنانچه ديده شود ، هشداردهندهى آغاز تشنج ( گرفتگى اندامها ) است كه اگر چنين شود بهتر است به تكان دادنهاى نفض « 1 » فراوان و مالش بسيار و كاربرد درست درمانها و خوردن داروهاى گرمىزا روى آورد كه در بخش آن ياد كرديم .
كرختى ، هشداردهندهى فلج نيمهتن « 2 » است چنانچه روى دهد بهتر است روشى درست در برابر آن برگزيده شود و تكان دادن ( نفض ) و تبديل آميزه با كاربرد داروهاى نامبرده در بخش فلج است .
سرخىرو و چشم و پيدا شدن رگها و ريزش اشك از آن و روشنايى گريزى با سردرد سخت هشداردهندهى سرسام ( مننژيت ) « 3 » است و بهتر است كه رگ زدن و به كار بردن و روانكردنيها و نهادن سركه و روغن گل سرخ بر سر و روشى درست و نرمجويانه براى همهى تن به كار گرفته شود .
همواره داشتن بختك و سرگيجه و افزايش آن ، نشاندهندهى آغاز صرع « 4 » است ازاينرو شايسته است كه بىتوجهى به آنها نشود بلكه اگر اين دو رويداد پيش آمد به درمان آن بر پايه ياد كرده ما انجام گيرد .
هامش
( 1 ) . نفض : گونهاى از روشهاى درمانى است كه از گذشته دور تا نزديك و چهبسا امروزين نيز براى درمان برخى از بيمارىها كه سر و گردن دچار آن مىگردند ، به كار برده مىشود همچون سردردهاى پديد كه از جابجايى بالش زير سر يا گرفتگى گردن بوجود مىآيند و همانند اين ناراحتىها . در اينگونه بيمارىها ، درمانگر پشت يا روبروى بيمار مىنشسته و بر سر او پارچهاى پهن مىكند و سپس سر بيمار را با روبانى سخت مىبندد و پس از آن هربار گوشهاى از اين پارچه پهن را پىدرپى كوتاه و سخت مىكشيم و بعد به سوى ديگرش رفته و اين كار را دور تا دور سرانجام مىداده تا همه پيرامون و گوشههاى آن پارچه پهن را فراگيرد و كشيده شود به اين كار و شيوه درمانى نفض ( تكان دادن ) مىگويند .
( 2 ) . فالج : ن . ك نمايه بيمارىها
( 3 ) . سرسام : ن . ك ، نمايه بيمارىها
( 4 ) . صرع : ن . ك ، نمايه بيمارىها