جلوگيرى از زيان خوراكىهاى ناسازگار :
اگر به خوردن آنها خوى گرفته نشود ، از بدى آنها رهايى مىيابند و اگر خوى گرفته شود با روان كردن و بيرون راندن آميختگى پديدآمده از آن ، بايد درمان آن را پيگيرى نمود . همچنين با آميختن آن با چيزى ديگر و يا پيش يا پس از آن خوراكى ديگر خورده شود ، از عادت شدن به آن جلوگيرى شود . بايد آن خوى را آرامآرام و هماهنگ و درست كند تا بتواند از زيان آن بكاهد .
كسى كه شيرينى او را ، گرم مىكند يا از آن آزار مىبيند ، بايد بر آن سكنجبين ترش يا سركه يا آب بنوشد و بر آن انار ترش بخورد ، بايد بطور كلى هر خوراكى كه ترش مزه باشد بخورد و با رگ زدن و روان كردن زردآب در بيمار ، درمان او پيگيرى شود .
كسى كه خوراكىهاى ترش به مانند سكباج و قريص و مصوص « 1 » ( هر سه نوع ، آش يا آبكامهاند كه از گوشت به همراه سركه و دانههاى گوناگون ساخته مىشوند ) براى او زيانآورست ، پس بايد بر آن عسل و شراب كهنه ناب بيآشامد .
كسى كه از خوراكىهاى چرب روغنى آزار مىبيند بر آن خوراكىهاى گس و جمعكننده و تلخ و شور و تند مانند عدس ، بلوط ، مرى ( نوعى آبكامه ) و شير و كامخ ( آبكامه ) شور ، و پياز و سير بخورد اگر كسى از اينها آزار ديد عادت خود را بشكند و با خوراكىهاى پرروغن و چرب و چيزهاى نمور و نرمكننده بخورد و بر روغن آن بيفزايد .
كسى كه سازگارى با خوراكىهاى سنگين مانند هليم « 2 » و مضيره « 3 » و جز آنها ندارد ، پيش و پس از آن بايد آب بنوشد و گوارشنهاى گوناگون را بخورد و بر جنبش و خسته شدن خود بيفزايد و داروهاى همچون كمونى ( زيره ) و فلافل « 4 » به كار برد . چنانچه به آن خو گرفته با داروهاى كم روانكننده بلغم شكم را روان كند .
كسى كه خوردن خوراكىهاى سنگين او را آزار مىدهد و يا در جگرش احساس سوزش مىكند بايد به سكنجبين پردانه و ريشه روى آورد . كسى كه در خوردن
هامش
( 1 ) . سكباج ، قريص ، مصوص : ن . ك ، نمايه خوراكىها
( 2 ) . هريسه : هليم ، ن . ك نمايه خوراكىها
( 3 ) . مضيره آشى كه از شير ترش مىسازنند و گاهى شير تازه بر آن مىافزايند ( منتهى الارب ) و به آن شيروا ، دوغبا نيز مىگويند ( دهخدا ) . ن . ك نمايه خوراكىها
( 4 ) . كمونى و فلافل : جزو داروهاى تركيبى هستند .