خستگى سخت و سستى همراه با فروافتادن اشتها ، هشداردهندهى تب است .
از ميان رفتن اشتها همراه با دلآشوبى و باد كردن صورت و دست و پا هشداردهندهى قولنج است . كه بايد با خوابى دراز و پرهيز از خوردن و سپس درمان با داروهاى ياد شدهى آن پيگيرى درمان شود
سنگينى و كشيدگى در بخش پايين پشت و تهيگاه با دگرگونى حالت پيشآب نسبت به وضعيت هميشگى آن ، نشاندهندهى آغاز بيمارى گرده مىباشد كه بايد پيگيرى شود
پيشآب سوزشآور اگر پيوسته باشد زخمهايى را در پيشآبدان و نرينه پديد مىآورد درمان از بخشى كه ياد كردهايم بايد گرفته شود
پيخالى كه سوزانندهى نشيمنگاه باشد و دل پيچهآورست به زخم روده ( سحج ) « 1 » مىانجامد ، پس بايد پيگيرى گردد .
خارش در نشيمنگاه هشداردهندهى بواسير و يا نشان پديد آمدن آن است مگر آنكه نشانهى كرمهاى كوچك باشد .
دملهاى بسيار ، پيشآگهى پديد آمدن چرك بسيار در تن است .
بسيارى ترك و تودههاى نرم پوستى هشداردهندهى بيمارى خيارك بزرگ ( دبيله ) مىباشد
لكهاى سپيد فراوان نگرانى پيسى را در پى دارد .
سرخى بسيار رو ، و تغيير رنگ و تنگى نفس ، هشداردهندهى جذام مىباشد .
هنگامى كه در حالتى از حالتهاى تندرستى كه جريان طبيعى خود را سير مىكند ، يكباره در آن تغييرى رخ دهد مانند افزايش يا كاهش اشتها ، زيادى يا كمى بيرون راندن پسماندهها ، افزايش يا كاهش خواب و يا نگرانى و آشفتگى و يا تراوش غير عادى عرق تن و يا ماندن و بيرون نرفتن خونى كه هميشه مىرفته چون خونريزى بواسير و خون خون ماهانه و يا خونريزى دورهاى و خونريزى بينى ، و يا پديد آمدن كندى ذهن و كم شدن بينايى و يا پيدايش مزهى بيگانهاى در دهان و يا از چيزى كه پيش از اين لذت نمىبرد لذت ببرد و ز آنسوى آن و يا افزايش خواست نزديكى و يا كاهش آن و يا داشتن
هامش
( 1 ) . سحج :Excoriatiom ; attritiom، ن . ك ، نمايه بيمارىها