تنگى نفس دارد و نيز لاغر مىباشد ، مراعات اين دستور را بنمايد ولى كسى كه گوشتالود و پرخون و با پوستى سرخ رنگ و پراشتها ، نبايد از نوشيدن آب سرد هراس داشته باشد .
درست نيست كه آب سرد ناشتا نوشيده شود مگر آنكه شخص برافروختگى بسيار داشته و يا مست باشد « 1 » .
بايد از آشاميدن آب سرد فراوان يكباره پس از نزديكى و يا آبتنى و يا ورزش سنگينى كه آدمى را به نفسنفس زدن وامىدارد ، دورى كرد .
بايسته آن است كه آن را اندكاندك جرعهجرعه بنوشد تا اثر تشنگى و نياز به آب از ميان برود . شبها در پى تشنگى دروغين كه نشان آن مستى است ، آب ننوشد و يا به گونهى خوى هميشگى خود ، پيش از خواب به اندازهى بسندهاى آب بنوشد تا ناگزير به بيشتر نوشيدن نشود ، ازاينرو هرچه زيادهروى كند تشنگى او برانگيختهتر و افزايش مىيابد پس بهتر است در اين راه اندكى بردبارى كند و از نوشيدن بپرهيزد ، چون با شكيبايى تشنگى فروخواهد نشست . چنانچه در برابر تشنگى به بردبارى دست نيابد پس بهتر است به خواب پناه آورد و همچنين اگر اين هم فراهم نشد و شكم نفخ كرد و تشنگى فروننشست ، بايستى شراب آميخته به آب بنوشيد اگر آرام شد چه بهتر و گرنه هرچه در درون دارد بالا آورد و آن روز را چيزى نمكين نخورد . همچنين خوبست كه با شكم خالى و گرسنه زود به خوردن روى نياورد و نيز پس از آبتنى يا ورزش سنگين و يا بر هر خوراك مگر پس از پايين رفتنش و همچنين در مستى شراب ننوشد و به گونهاى شكمبه را پر نكند تا سنگين شود مگر براى درمان باشد .
بر هر آدمى بايسته است گونهاى از نوشيدنى برگزيند و يا آن چيزهايى را كه ما ياد كرديم گزينش كند ، چون تفاوت در گونههاى نوشيدنى بسيار است . همواره از مستى
هامش
( 1 ) . بيشتر پزشكان كنونى ، تندرستان را به نوشيدن آب سرد ناشتا فرمان مىدهند چون شكمبه و رودهها را برمىانگيزد و روانى طبيعى بىهيچگونه سختى و بازدارندگى ( يبوست ) در آنها پديد مىآورد و گرده و پيشآبراهها از نمكهاى تهنشين شده مىشويد و پاك مىكند سيكل چرخشى خون را تر و تازه مىنمايد . اين برخى از نظريات ايشان مىباشد . من نيز آن را آزمودم و چهل سال به نوشيدن آب بامدادان خو كردم و آن پند آموزگارم در دانشكده پزشكى بود و بر اثر اين آبخورى آن بازدارندگى كه از كودكى دچارش بودم از بين رفت . ( پژوهشگر )