ايستادگى نكند مگر آنكه اشتهاى دروغين كه در مستها و كسانى كه بدگوارند ديده مىشود . چنانچه آدمى اشتهاى خوردن پيدا كند و مست نباشد و از خوراك پيشين او گاه درازى گذشته باشد پس در اين هنگام ، بايد به خوردن روى آورد و ايستادگى نكند زيرا اين شيوه بهتر مىباشد .
چنانچه حالتى پيش آيد كه بخواهد در برابر خوردن ايستادگى كند تا اشتهاى برانگيخته شدهاش را فرواندازد .
شايسته است ، شربت گلاب و يا سكنجبين و يا آب گرم بنوشد كه بتواند خوردن را به ساعتى ديگر بيندازد كه بر اثر آن بالا آورد يا شكمروش پيدا كند و يا اشتهاى او دوباره برانگيخته شود سپس به خوردن روى آورد .
خوب نيست كه شكمبه آن اندازه از خوراك پر شود كه كشيده و دراز شود و بسيار سنگين گردد و بيمار به نفس تنگى دچار كند و اگر زمانى اين حالت پيش آيد بهتر است ، پيش از پايين رفتن خوراك آن را بالا آورد و اگر چنين نشود بايد به زمان خواب و ورزش بيفزايد . از اندازه خوراك پايينرفته از شكم بكاهد و از اندازهى خوراك فردايش نيز كم كند .
بايسته است آدمى از خوراكىهاى دلخواهش به اندازهاى كه هميشه بدان خو گرفته ، بخورد مگر آنكه عادت او نادرست باشد و در اين صورت بهتر است آرامآرام خود را از اين عادت بد دور سازد .
كمترين بار خوردن براى يك آدم تندرست در شبانهروز يك بار است و بيشترين حالت آن دو بار و ميانهى آن سه بار در دو روز مىباشد . خوردن يك بار براى كسانى كه لاغرند و دو بار براى تن تنومند و شاداب زيانآورست .
كسى كه پرجنبش است و خيلى خسته مىشود به خوراك بيشتر و با ارزش خوراكى بالاتر نياز دارد و ز آنسوى آن .
بهتر است آدمى خوراكىهاى را بخورد كه سازگارى بيشتر با او دارد . چهبسا خوراكى پست براى گروهى از مردم سازگارتر با ايشان باشد .
نيازى نيست همانند ديگران از آن پرهيز كنند . چهبسا برخى خوراكىها خوب ولى نازسازگار براى كسى ، باشد كه نياز است از آن دورى نمايد .
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: محمد بن زكريا الرازي
ص٢٤٧