مىسازد كسى كه پيوسته گوشت بخورد به ويژه به همراه شراب دچار بدگواريدن شكمبه شده ( تخمه ) و نياز به رگ زدن پيدا مىكند .
گوشت جانداران پير و سالمند و رويانهايى كه از شكم جانوران سربريده شده بيرون مىآيد : بىارزش بوده و هيچ خوبى در خوردن آن نيست هرچه جاندار جوانتر باشد گوشت آن نمورتر و نيكتر است هرچه پيرتر گوشت آن خشكتر و بدتر مىباشد همهى آنها گرمازا هستند و براى تبدار و كسى از آكندگى شكمبه رنج مىبرد خوب نمىباشند .
گوشت سرخ :
ارزش خوراكى بالاترى از گوشت چربىدار دارد و كمترين پسمانده بجا مىگذارد و نيروزايى آن بيشتر است . گوشت سنگين بىچربى براى كسانى كه بسيار تلاش دارند و خسته مىشوند ، سودمند است . گوشت نرم آن براى كسى كه ز آنسوست ، خوب مىباشد .
گوشت بزغاله :
ميانه است و درمانكنندهى هر بيمارى « 1 » مىباشد ، خون خوب و ميانه مىسازد ، براى كسى كه بسيار خسته و رنجور مىشود ، خوب نيست . نمىتوان از اين ويژگىاش براى حالتهاى متضادش بهره برد . زيرا داراى آن اندازه سستىزايى نيست كه همه نيرو را فرواندازد و خورندهى آن را از پاى درآورد . شخص نبايد از بسيار خوردن آن نگران باشد ، زيرا ارزش خوراكى و سنگينى آن به اندازهاى بالا نمىباشد كه خون با بستگى بالا بسازد و تن را دچار انباشتگى كند . بلكه خون ساخته شده از آن ، ميانه در آبكى و سفتى و گرمى و سردى است .
گوشت برهى گوسفندان :
سفتتر از گوشت بزغاله و نيرومندتر و گرمازاتر و بيشتر پس ماندهگذار است درجهى ارزش خوراكى آن پس از گوشت بزغاله است .
گوشت بز :
از گوشت گوسفند سردتر بوده و پسمانده گذارتر از آن است . نيروزايى و ارزش خوراكى آن نيز كمتر است و براى دارندگان آميزهى سرد خوب نيست . براى كسانى كه به بيمارىهاى سردى دچار مىشوند ، گوشت گوسفند سازگارتر مىباشد و
هامش
( 1 ) . جمله در نسخه « اوق » و « تيم » و « يح » چنين آمده ( از هرگونه خونى بدور است . . . ) در نسخه « اصل » [ درمانكنندهى هر بيمارى است ] من نيز گمان دارم اين درستتر است چون در بخشهاى آينده نيز مىبينم از گوشت بزغاله ستايش مىكند و دستور خوردن آن را در بيشتر بيمارىها مىدهد .