گونهى آتشى و تلخاند كه گنجايش آبخواهى بيشترى دارد و با بستگى بالاى آن سياه و شيريناند كه بندآورندهى شكماند .
شراب تازه بيشترين گونهى سازندهى خون و پركنندهى رگها و كهنهى آن ز آنسوست . شراب گرمكنندهى شكمبه و جگر و فروبرندهى خوراك و افزايشدهندهى خون و گوشت و حرارت غريزى و نيرودهندهى اندامها براى انجام كارهاى ويژه خودشان است كه پيامد آن بهبود گوارش مىباشد . بيرون راندن پسماندهها را آسان و انگيزهى هموارگى تندرستى و شادابى و سرزندگى و كند شدن فرارسى فرتوتى و سالمندى مىباشد . زيادهروى و همواره نوشيدن آن به جگر و مغز و پىها آسيب مىرساند و لرزش و تشنج ( گرفتگى اندامها ) و فلج و سكته و مرگ ناگهانى بجا مىگذارد . آشاميدن ميانهى آن افزونكننده فراوان دماى تن به ويژه در سالمندان مىگردد .
شراب ناب و داراى آميختگى كمتر براى افرادى كه همواره در شكم خود بادهاى سنگين و كسانى كه جگر و شكمبه سرد و آميزههاى گوناگون دارند سودمند است .
پالايش شدهى آن براى كسانى كه سردردهاى سخت و سردردهاى به انگيزهى مستى دارند ، سودآور است و باد شكم را برمىانگيزاند .
شراب خيلى شيرين و تازه براى افرادى كه از گرفتگى و يا سفتى درون اندامها گله دارند ، سازگار نمىباشد . ولى براى گروهى كه خواهان بدست آوردن زودهنگام تن شاداباند ، سازگار است .
نيروى شراب كشمش تنها به اندازهى نيروى شراب سياه كه داراى بستگى بالاست ، مىباشد بجز آن كه گرمازايى آن كمتر است .
شراب همراه با عسل به اندازهى گرماى عسل آميخته با آن گرمازايى بيشتر دارد .
شراب عسل دماى پديدآمده در كيسهى زردآب را افزايش مىدهد و براى دارندگان آميزهى گرم سازگار و براى بيمارىهاى با ريشهى سردى سودمند است .
شراب خرماى با بستگى بالا سازندهى خون تلخآبى مىشود و در اندامهاى درونى گرفتگى پديد مىآورد ، به ويژه تازه و شيرين باشد بجز آن كه شادابكنندهى تن و افزايشدهندهى خون نيز مىباشد .
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: محمد بن زكريا الرازي
ص١٧٤