جو :
داراى ماهيت سرد نزديك به ميانه است . نسبت به گندم ارزش خوراكى پايينترى دارد . بادآور ، سردىزاست و براى كسى كه از باد شكم و بيمارىهاى از سردى و قولنج گله دارد ، زيانآور است . و براى افرادى كه تبدار هستند و كسانى كه مىخواهند لاغر شوند و خون نزديك به رنگ سياه در تنشان ساخته شود ، سودمند خواهد بود .
برنج :
ميانه در گرمى و سردى است . چون شكم را مىبندد ، براى كسى كه دچار قولنج است ، بد خواهد بود . ارزش خوراكى آن بالا مىباشد ، فرورفتن آن از شكم آسان نيست مگر با روغن بسيار پخته شود ، چنانچه با شير پخته و با شكر خورده شود ارزش خوراكى بسيار بالايى خواهد داشت همچنين افزايشدهندهى خون است .
باقالى :
نزديك به ميانه ولى گرايش به سردى دارد بسيار بادآور و سرگيجهآورست و سنگينى سر پديد مىآورد و تن را سست مىنمايد . چنانچه آب آن بىنمك خورده شود گلو و سينه را نرم مىكند و اگر با سركه به كار رود شكم را بند مىآورد و براى كسانى كه از باد قولنج و فتق آزار مىبينند ، زيانآور است . تازهى آن آميختگى ( خلط ) خام پديد مىآورد و بلغم را در شكمبه و روده افزايش مىدهد و بادآورست .
نخود :
گرم ، بادآور ، پيشابآور و خون ماهانهآور و افزايشدهندهى آب مردانه است تازهى آن در شكمبه و رودهها پسماندهى فراوان مىسازد . آبپز آن كمتر بادآورست .
عدس :
سرد و خشك است . پديدآورنده خون سياه مىباشد . تن را خشك مىكند .
نيروى جنسى را كاهش مىدهد . خون را ساكن و شناور و سرد مىكند . چنانچه پيوسته خورده شود ، تارى چشم و بيمارىهاى تلخآبى پديد مىآورد . آبپز آن كمتر بادساز و بيشتر خشككننده است .
ماش
سرد و خشك و از عدس و باقالى سبكتر مىباشد . بادسازى آن كمتر از آن دو است . ارزش خوراكى كمتر از باقالى دارد . ( ماليدن آن بر اندامهاى سست و كبود شده از ضربه ، سودمند خواهد بود « 1 » ) .
هامش
( 1 ) . جملهى ميان پرانتز در نسخه « اوق » نيست . ولى در نسخه « تيم » جملهاى ديگر آمده كه ( شش را بهتر از شكمبه خوراكدهى مىكند ، چنانچه در شش بيمارى باشد ، آرد آن را با شير چون بپزند و فرنى از آن درست كنند سودمند مىباشد ولى براى زخمهاى گرده و پيشآبدان زيانآورست ) .