گشايش تنگىها و گرفتگىها درون جگر و سپرز و سينه و مغز و همچنين براى بريدن بلغم و روان كردن آن ، سودمند است . خوب نيست كه كسى آن را پيوسته به كار برد چون خون را آبكى مىكند ازاينرو خوراك تن كاهش مىيابد و ناتوان مىشود سپس انگيزهى بالا رفتن گرماى خون و به سوى زردآبى گراييدن آن مىشود .
زيردسته سوم از گونهى سوم : هرچه به مانند آبكامه و ماهى كه گوشت آن نرم و چربى آن كم باشد را كه نمكسود و آبپز كرده باشند و آب پنير و نيز هر چيزى كه در آن از خوراكىهاى نمكين و گوارا و بورك بوده باشد ، جزو اين زيرگروه مىباشد . سودمندى و زيانهاى اين گروه نزديك به سودمندى و زيان چيزهاى گرم و تند است جز اينكه اين گروه در پاكسازى شكمبه و نرم كردن شكم تواناتراند .
زيردسته چهارم از گونهى سوم : اين گروه چون ترشاند ، برنده و نرمكنندهاند مانند سركه و سكنجبين و ترنج ترش و آب انار ترش و هرچه از ترشىها كه در خوراكىها به كار مىرود . اين گروه براى كسانى كه شكمبه و ديگر اندامهاى ايشان گرم مىباشد و يا خوراكىهاى سنگين به كار مىبرند و يا پرخورى در خوراكىهاى سبك مىكنند و بلغم مىسازند ، سودمند است . چنانچه خوراكىهاى سنگين به تنهاى گرم و يا بسيار خسته و يا كمخوراك و يا پرخواب پس از خوراك ، برسد آن تن آنها را گواريده و آن را به تن پيوند داده و نيرويش را بسيار و پايدار مىكند . بهترين زمان به كار بردن اين خوراكىها در زمستان است ، زيرا از يكسو حرارت در درون آدمى گرد آمده است و از سوى ديگر داراى خوابى دراز در اين فصل دارد . ولى در حالى كه احساس كاستى و نارسايى در تن بنمايد يا آن را هنگامى بخورد ، كه دماى تن به ويژه شكمبه ، پايين باشد ، يا اينكه خستگى اندكى داشته باشد و يا پرخورى كرده و يا خواب پس از خوراكش كم بوده باشد و گوارش آنها بسنده نباشد ، همهى اينها انگيزهى ساختن كيموس سفت از آنها مىشوند . در پى آن گرفتگىهايى در جگر و سپرز پديد مىآيد . البته بهتر است در چنين حالتى از خوردن خوراكىهاى سنگين كه تنها براى فرونشاندن اشتهاست ، دورى نمايد . به ويژه اگر به آن ، نياز هم نداشته باشد . همچنين نبايد آن را بتنهايى و پيوسته بخورد .
هركس تن هماهنگ و تندرست داشته و خستگى بسيار و نياز به نيرو بيشترى نداشته
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: محمد بن زكريا الرازي
ص١٥٧