سبزه ( گندمگون ) بودن رنگ هرچه به زردى گرايد پس آنها ، گرمترين آميزه را دارند و بيشتر به زردآبى بودن مىگرايند و هرچه آميختگى سبزى بيشتر داشته باشد گرمى كمتر دارد و به تلخآبى بودن گرايشى بيشتر دارد .
پوست هرچه چربى بيشتر داشته و فربهتر باشد ، نشان از آميزهى نمور ( مرطوب ) و هرچه نازكتر و لاغرتر باشد ، نشاندهندهى آميزهى خشكتر است .
چنانچه فربگى از گوشت سفت و سخت و سرخى خون در رنگ آشكار باشد ، آن آميزه گرم و نمور به اندازهاى كه آن است . اگر چاقى از چربى باشد و تن شل و خون كم ، آميزهى آن با سردى و نمورى همراه است .
هماهنگى اندامها و نگهداشتن اندازهها در هنگام اندازهگيرى يكى با ديگرى نشاندهندهى نزديكى و برابرى اندازهى آميزههاست و تفاوت آنها در چنين هنگامى نشاندهنده اين است كه آميزهى اندامها يكسان نمىباشد به يكديگر نزديك نيست .
گشادى فضاهاى درون اندامها و كانالها و جايگاه ارسالى آنها نشان گرمى آميزه است . باريكى و تنگى آنها سردى آميزه را نشان مىدهد .
دستمالش :
در دست ماليدن تن گرم ، گرمى را و تن سرد ، سردى را و تن نرم ، نمورى را و تن سفت و زبر ، خشكى را نشان مىدهد .
چنانچه به هنگام دستمالش ، گرمى را به همراه نرمى در نمايان باشد آميزهى آن گرم نمور و اگر همراه آن با زبرى باشد ، گرم خشك مىباشد . چنانچه نرمى با سردى همراه باشد ، نمايشگر آميزهى سرد نمور و اگر به همراه آن زبرى باشد ، آميزهى سرد خشك است .
بيشتر تنهاى سرد در دستمالش ، نرمى دارند ، البته در تنهاى سرد زبرى نيز ديده مىشود ولى تن سرد آميزهى زبر نمىتواند باشد .
كاركردهاى تن :
كاركردهاى طبيعى همچون ، اشتها ، گوارش ، بالندگى و پرورش شهوت ( شبق ) « 1 » و بزرگ شدن و نبض مىباشند .
چنانچه نبض نيرومند و شتابان باشد نمايشگر آميزهى گرم است و اگر كند و سست باشد ، نشانهى آميزهى سرد خواهد بود .
هامش
( 1 ) . شبق : ن . ك « شبق » نمايه واژگان