نشانهى تن سرد نمور :
در دستمالش خيلى نرماند . ايشان تاس و يا داراى مو لخت و صاف و رگهاى تنگ و پنهان و بندهاى پرچربى ، فربهگون مىباشند . سست و پرخواب ، تنبل ، كند در جنبشاند . حالتهاى تنهاى سرد و خشك ، گرم و نمور ميان حالتهاى تكى آنها است . حالت تركيبى آنها به اندازهى گرايش به هركدام از عوامل و يا ريشههاست و يا كاملا ميانهى آنها مىباشد .
نشانههاى آميزهى مغز و ريخت آن :
شكل مغز از ريخت كاسه سر پيروى مىكند . هرچه كاسهى سر كوچكتر ، مغز نيز خردتر است . چنانچه شكل آن دگرگون شود ، ريخت مغز نيز از آن پيروى مىكند از اين رو سر بسيار كوچك و يا بسيار بزرگ هر دو غير معمولاند . گونهى بدفرم آن مانند جاى عطردان ( سفط ) « 1 » يا كيف خانمها است .
بهترين شكل سرها بايد از نظر بزرگى و گردى مناسب و طبيعى ، كمى برجستگى در جلو و عقب آن و اندكى ناهموارى ( فرورفتگى ) در دو سوى سر و كنار دو گوش باشد .
اگر آميزهى مغز گرم باشد ، گرمى در دستمالش سر نمايان است و همچنين چهره گرمتر ، و چشمها سرخ و رگها آشكار است . موهاى سر ايشان زود و تند رويش مىيابد . مويشان فشرده ، سياه و پيچخورده و نيرومند و كمخواب ( بىلختى ) و زود خشك مىشود . موى ايشان در برابر بادهاى « 2 » تند پريشان مىشود ، سنگينى و انباشتگى ( امتلاء ) را در سر زود احساس مىكنند . ديدگاههاى آنها نااستوار و زود دگرگون مىشود و نيز زود نظر مىدهند آنها داراى هوشى بالا و در كارهاى روانى سرعت دارند .
آميزهى سرد ز آنسوى آميزهى گرم است . دارندگان چنين آميزهاى كمخواب و كند ذهناند . موى سر ايشان لخت بوده و سياهى كم دارد . پيوسته دچار سرماخوردگى مىشوند . با برهنگى سر آسيب مىبينند و جنبش پلكهاى آنها كند است .
هامش
( 1 ) . سفط : ن . ك « سفط » نمايهى واژگان
( 2 ) . اراييح : ن . ك « أراييج » نمايهى واژگان