چنانچه سرخى بيشتر و روشنى كمتر باشد ، نشاندهندهى چيرگى خون است .
اگر سرخى كم باشد كه به رنگ عاجى بزند نشانهى كمخونى است .
اگر كاهش سرخى تا جايى برسد كه بيشتر آن از ميان برود پزشكان اين رنگ را گچى مىنامند و نشان كاهش زردآب و تلخآب و خون و چيرگى بلغم بر تن مىباشد .
اگر رنگ به سفيدى بزند و سبزى نيز با آن آميخته شود پزشكان آن را سربى مىگويند و نشان از كمى زردآب و خون و چيرگى تلخآب و بلغم است .
اگر تيرگى رنگ با زردى و كمى سرخى همراه باشد ، نشان از چيرگى خون با بستگى بالا ، كه به اندازهى رنگ سرخ آميختهى شدهى آن است و اگر سبز تيره در آن باشد نشان از چيرگى تلخآب است .
رنگ خرمايى تن كه به سپيدى بزند ، داراى سردترين آميزه مىباشد و آنجا كه به سرخى و زردى بزند به اندازهى همان رنگ ، داراى گرمترين آميزه است .
چنانچه برنگ زرد باشد ، گروهى از آنها به سفيدى و روشنى مىزند و به مانند رنگ پشم شتر ماده مىباشد .
كسى كه خون فراوان از دست داده باشد ، رنگشان به زردى مىزند كه نشان از تهى شدن تن از خون بوده ، نه نشانهى چيرگى زردآب ، بلكه از كمخونى است . رنگ زرد اين گونه كسان ، نشاندهندهى ، پيآمد يك بيمارى است ، برخى از اينها رنگ زرد راستيناند داراى روشنى و شفافيت كم و رنگ آنها در درازاى زندگى همواره پايدار است اينها تنهاى زردآبى دارند و برخى از آنها كه به همراه رنگ زرد ، سبزى و تيرگى و شادابى كم دارند همراه با چيرگى آميختگى دو زهره ( زردآب و تلخآب ) مىباشند كه بدترين آميزهى تن است . جگر و سپرز در چنين كسانى بيشتر زمانها بيمار است و همواره تندرستى ايشان ناپايدارى مىباشد .
هامش
- و بسيار حساس و عاطفى مىباشد . و فردى كه آميختگى زردآبmelancholicدر او چيره است ، زردرو ، ناشاد و پست و كينهتوز است و پيوسته به بدى و پلشتى مىگرايد . هركسى كه آميختگى تلخآبىcholericبر او چيره است چهره درهم رفته دارد و به اندوه و گوشهنشينى ، افسردگى گراينده و پيوسته گريان و اشكريزان و كينهجوست . و فردى كه بلغمphlegmaticبر او چيره است آرام و آسانگير و خوش برخورد با ديگران مىباشد .