رفتن است بدون سبب خارجى و خواب نرفتن است بدون سبب خارجى . بايد اطبّاى خدّام حضور معدلت دستور معالجه نمايند و مقرّر فرمايند كه قبل از بيدار شدن ، از همان آب كه عرض شد در سماور كنند ، خيلى جوش كرده ، به قدر يك مثقال زيادتر نباشد ، چاى سفيد خوب پاك كرده تخمهاى أو را بيرون آورده ، خيلى خوب پاك كنند ، در قورى چينى ريخته به قدر سه فنجان آب جوشيده بر سر أو گذارند و دم گذارند و نگذارند جوش بردارد كه جوشش نفع عمدهء أو را برمىدارد . اين سه فنجان اقلا نيم ساعت به آتش ملايم دم كشيده باشد . بعد از بيدار شدن بدون اينكه آب از سماور مخلوط نمايند همان چاى دمكشيده را يا سه فنجان يا دو فنجان به فاصله كم شيرينى با نبات سفيد و نه قند بدون ترشى ميل فرمايند . چاى سفيد سمّيّت ندارد . چاى سياه و لمسه و مسكو و قربق خالى از سمّيّت نيست ؛ اما چاى سفيد به قول اصفهانىها چاى پشمكى خالى از ضرر ؛ و دو فنجان با اين وصف كه اين بندهء درگاه باقر عرض نمود ، دم شود ، ميل فرمايند ، هاضم است ، محلل است ، دافع عطش است ، منضّج است ، بلكه مليّن است ، معرّق است ، مدرّ است ، رافع كسالت است ، مفرّح است ، مفتح است ، جالى است ، مرطب است ؛ ليكن مىدانم نه چاى سفيد أو را خدّام بدون انصاف تحصيل مىكنند و نه درست طبخ مىكنند . نمىدانم چگونه كفران نعمت وجود مبارك را مىكنند . بايد دلسوزى كنند . از حقير عرض كردن است ؛ و بعد از صرف اين چاى وقت حركت روحانيهء عصر است .
وقت دوم از براى استراحت شب است كه منافع آن لا تعدّ و لا تحصى است و مفاسد ترك آن هم كذلك و وقت آن بعد از فراغ از نعشى است به فاصلهء نيم ساعت يا يك ساعت به همان طرز كه عرض شد ، استراحت فرمايند ؛ اگرچه جسارت است ، و ليكن كلام الملوك ملوك الكلام جناب سيد اوليا مرتضى
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: يوسف بيگ باباپور
ص١٢٤