خوردن نزديك است بايد دثار باشد ، نه به قدرى كه صدمه بزند ، بلكه به قدرى كه مأمون از تصرّف هوا باشد ؛ و به علاوه محل بايد به نحوى باشد كه اگر در بين خواب دثار دور شود ، همان هواى محل حافظ باشد و خود دثار سرد نشود و بعد از استراحت اگر خواب آمد فبها و الّا در مقام استعمال منوّم برآيند و منوّمات بسيار است و مختلف مىشود به اختلاف امزجه و چون حالت مزاجيهء آن حضرت به دست اين اضعف نيست ، در اين باب عرضى كردن بىموقع است ؛ اوّلا خود آن حضرت ابصرند ، و ثانيا اطبا حاذقين كه مفتخرند به افتخار خدمت ، خاصه جناب جالينوس الزمان آقاى دكتر اطلاع بر مزاج آن حضرت دارند ، البته منوّم مناسب مزاج عرضه داشت مىنمانيد ؛ و اگر با استعمال منوّم خواب نيامد البته از خيال خواب منصرف شده ، مشغول به اشتغال ملايمهء طبع شوند و خود را مشغول نمايند ؛ و البته الف البته خود را به دست خيال ندهند كه خيالات متراكم مىشود و به أطراف مىرود و تراكم خيال خيلى صدمه مىزند . البته الف البته خود را به دست خيال نداده ، مثال خيال مثال كلب است ؛ هرچه به أو رد مىكنى ، زيادتر رو مىكند و اگر از أو اعراض كردى خود منصرف مىشود . بايد خود را قهرا منصرف نمود و متوجّه شغل موافق طبع شد ؛ چه ، اگر خيالات متراكم شود و خواب بيايد روياهاى مختلفهء مشوّشهء موحّشه حادث مىشود و قليل زمان أو كثير مىنمايد . چنين گمان مىكند كه چندين ساعت خواب كرده و بسا نيم ساعت خواب نكرده . ضرر اين نحو خواب زيادة از نفع اوست ؛ و ليكن بايد ملتفت شد اگر اين خواب نرفتن و تراكم خيال سبب خارجى ندارد ، لا بدّ امتلايى حاصل شده ، بايد در مقام علاج برآيد ؛ چنانچه عكس هم بدون سبب خارجى خواب طارى شد كه طبيعت اقبال به خواب دارد و خواب مىآيد أو هم كاشف از امتلاست ، بايد معالجه نمود ؛ و يكى از كواشف سلامتى مزاج و سوء آن خواب
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: يوسف بيگ باباپور
ص١٢٣