تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
مىشود ؛ و همچنين بعد از فراغ از موقعه و همچنين در حمام بلكه كم‌كم ميل فرمايند ؛ و در ناشتا اگرچه عطش شدّت نمايد آب ميل نفرمايند ؛ و اگر خيلى شدّت كند آب جوشيده كه نيم گرم شده باشد ، ميل فرمايند ، ان شاء اللّه الرحمن بعد از فراغ از شرب آب لعنت بر قاتلين ابى عبد اللّه الحسين - عليه السّلام - خواهند فرمود كه در چند حديث وارد شده كه صد هزار حسنه نوشته مىشود و صد هزار سيئه محو مىشود و صد هزار درجه در بهشت بلند مىشود و ثواب صد هزار بنده از اولاد اسماعيل به أو عطا مىشود كه همه را آزاد كرده باشد و روز قيامت محشور مىشود خنك‌دل . اگرچه خارج است از وضع اين عريضه ، ولى خوش دارم كه اين فقره را به عرض مبارك برسانم : مرحوم جنّت مكان آخوند ملا آقا دربندى در كتاب خود نقل مىكند كه مرحوم خلد آشيان خاقان مغفور را خواب ديد . ايشان نوشته‌اند كى خواب ديده ؟ حقير متذكر نيستم . مجملا آن مرحوم را خوب خواب ديدند ، با لباس فاخر و روى نورانى در قصر مرتفع در باغستان باصفا ، سؤال كردند كه از چه جهت اين احسان و عطا در حق شما شده ؟ جواب گفته بودند : در فصل تير ماه خواب بودم . از خواب بيدار شدم . نشسته بودم . صدا كردم ، آب خواستم آبدار بيدار نشد . دو سه دفعه صدا زدم بيدار نشد . عطش شدّت نمود . در آن حال متذكّر عطش جناب ابى عبد اللّه الحسين در روز عاشورا شدم . حالتم منقلب شد . شروع به گريه و ناله نمودن و بر سر خود زدن و گفتن يا ابا عبد اللّه ! فداى لب تشنهء تو شوم ، چه گذشت بر تو روز عاشورا ؟ يا ابن رسول اللّه ! كه أطراف من بيدار شدند . گفتند : چه مىشود شما را ؟ واقعه را گفتم . باهم متأثر شدند . بعد از فوت در قبر به سؤال از من كه آمدند و عاجز ماندم ، قبر روشن شد ، شخص جليل نورانى داخل قبر شد ، فرمايش داشت كه خداوند تو را به من بخشيد به جهت آن
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 121 | يوسف بيگ باباپور / جمعى از نويسندگان / بيگ بابا پور