تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
آب ، آمديم به « جريهء سيّد على طالقانى » ، كه حالا [ به ] « جريهء سادات » مشهور است . اردو هم اين‌طرف آب افتاده [ و ] آن‌طرف هم « جريهء سادات » است . رود « كرخه » ، فاصلهء ميان « اردو » و « جريهء سادات » است ، و با « بلم » عبورومرور مىكنند .

دوشنبه ، يازدهم رجب 1315 [ ه . ق . ]

هوا ، آفتاب خوشى است . در اردوى كنار « كرخه » [ و ] مقابل « جريهء سادات » ، مشغول « تنظيف » و « سكّو بستن » براى چادرها بوديم ، زيرا كه در اين محل « اتراق » است تا اين‌كه « حضرت ايالت » ، عمل ماليات پارساله و امسالهء « بنى طرف » را به اتمام برسانند . اگرچه « بنى طرف » در دادن ماليات امساله هيچ حرفى ندارند ، و مىگويند مىدهيم ، گفتگو در سر باقى ماليات « پارساله » است ، كه 300 ، 18 تومان است . حرف‌شان اين است كه « نظام السلطنه » ، [ در ] عوض ماليات ، 4000 « گاوميش » و 8000 « گاو » ما را به غارت برده‌اند . گويا اغراق مىگويند [ و ] اين‌قدرها مال‌شان نرفته است . حالا مشغول گفتگو هستند ، تا چه شود . اسم مسكن « بنى طرف » ، « خفّاجيه » « 1 » و « بسيطين » « 2 » است . از اين‌جا 2 فرسخ به « خفاجيه » است و تا 7 فرسخ خاك « خفاجيه » و « بسيطين » است ، كه آب « كرخه » به انجام مىنشيند ؛ « 3 » و زراعت‌شان هم ، تمام « شلتوك » است . مقدار زيادى هرسال « شلتوك » عمل مىآورند . رئيس و شيخ اين طايفه ، دو نفرند : يكى « شيخ منيشه » و ديگر « شيخ سهبان « 4 » » . و خيلى صاحب بضاعت [ هستند ] . از قرارى كه شنيدم ، تقريبا 000 ، 100 تومان اين دو شيخ از « رعيت » ماليات مىگيرند ، و همه‌به‌همه « 5 » 000 ، 22 تومان به ديوان « ماليات » مىدهند ، آن‌هم به اين‌طور . در اين صفحات ، هريك « عرب پابرهنه » ، كه وضعش يك قران نيست و نمىارزد ، تفنگ‌هاى ته‌پر شصت هفتاد تومانى در دوش‌شان است .

سه‌شنبه ، 12 [ رجب 1315 ه . ق . ]

هوا گاهى « آفتاب » و گاهى « ابر » بود . امروز « صادق خان » ، ياور قورخانه ، تهيهء
هامش
( 1 ) . نام شهر سوسنگرد در زمان قاجاريه . ( 2 ) . بستان امروزى ، كه شهرى است مرزى از توابع شهرستان سوسنگرد . اين شهر در آبان 1385 ه . ش . 1260 خانوار و 7330 نفر جمعيت داشته است . ( 3 ) . در روستاى كوچك و مرزى جريه . ( 4 ) . زير اين نام نوشته شده است : سبحان . ( 5 ) . روىهم‌رفته .