تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
سرگرفت . هوا ، مثل هواى بهار ، تر و تازه و مفرّح روح گرديد . تند رانديم . و به منزل ، كه [ به ] « بند قير » « 1 » موسوم است ، رسيديم . از « جريهء سيد حسن » به « بند قير » ، 2 فرسخ مسافت است . راه هم هموار است . در « بند قير » ، 3 رودخانه كه عبارت از رود « بليطى » و « ميان‌آب » شوشتر ورود « دزفول » باشد ، يكى مىشود و به شطّ « كارون » « 2 » ناميده مىشود . « 3 » چون در ابتداى ورود به « عربستان » ، جغرافى اين مملكت را در روزنامه ننوشته‌ام ، در اين‌جا مختصرى اشاره مىشود :

عربستان

مملكتى است از اضلاع جنوبيه « ايران » . طولش از « شمال » به « جنوب » ، تقريبا 60 فرسنگ ، عرضش از « مشرق » به « مغرب » به 40 فرسنگ مىرسد . از جانب مشرق متصل است به الكاء « 4 » كهگيلويه ( بهبهان ) ، در سمت جنوب به « خليج فارس » ، از طرف مغرب به « عراق عرب » [ و ] از جنب شمال به « جبال لرستان » اتصال مىيابد . اسم اصلى اين مملكت « خوزستان » ، و در زمان سلف ، جزء « بابل » بود . [ و ] تا اواخر خلافت خلفاى « بنى عباس » ، نهايت « آبادى » و « جامعيت » را داشته ، [ و ] بعد از انقراض دولت « عباسيان » رو به خرابى نهاده است . آب رود « كرنگ » « 5 » ( رود شوشتر ) كه منبع آن از كوهستان « بختيارى » برخاسته « 6 » مىشود ، از وسط خاك اين مملكت مرور نموده ، به « شطّ العرب » مىپيوندند . و مشتمل است بر چند ايالت كوچك ، كه به دو قسمت منقسم مىشود :
هامش
( 1 ) . بند قير( Band - e Qir )، روستايى از توابع بخش مركزى شهرستان شوشتر است كه در 5 / 42 كيلومترى جنوب اين شهر قرار گرفته و محل تلاقى رودخانه‌هاى « دز » و « كارون » است . نام « بند قير » به مناسبت بند بزرگى است به نام « بند قير » كه در قديم با قير ساخته شده و ويرانه‌هاى آن هنوز باقى است . ( فرهنگ گيتاشناسى ، 3 / 201 ) . ويرانه‌هاى شهر عسكر مكرم كه زمانى كرسى خوزستان بوده و در روزگار ساسانى رستم كواذ نام داشته ، در اين مكان قرار داشته و به شماره 42 در تاريخ 24 شهريورماه 1310 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت شده است . ( 2 ) . در پايين صفحه ، وضعيت خاص منطقه به صورت « كروكى » ترسيم شده ، كه در آن سكنه بند قير ، رودخانه ميان‌آب ، رود كارون ، نىزارها و رودخانه دز ( طرف مغرب ) و رودخانه ديگرى در مشرق زمين و جنوب ديده مىشود . ( 3 ) . « بند قير را كه « خالصه » بوده ، به قيمت خيلى نازلى . . . كه « سردار اسعد » است ، خريده ، حالا به ملكيت او . . . » ( حاشيه مؤلف ) ( 4 ) . الكا( Olka )، اولكا ، اولكه ، الكه ، الگا . ناحيه ، قسمتى از ايالت ، زمين ، بوم . ( 5 ) . رود كارون . ( 6 ) . در اصل : برخواسته