ضميمهء « عربستان » و حكومت خود نمود ، كه اكنون هم ضميمهء « عربستان » است .
جمعه ، 23 جمادى الاخرى 1315 [ ه . ق . ]
[ ويس ]
صبح ، آفتاب خوبى شد ، ولى ديشب چادرها را « شبنم » زده [ و ] خيلى سنگين كرده بود .
دو ساعت از روز گذشته ، از « بند قير » سوار شده ، بعد از ظهر به قريه « ويس » « 1 » آمديم . از « بند قير » به « ويس » 3 فرسخ سبك مسافت ، و راه هم مسطح و « كالسكهرو » است . در اغلب جاها ، جاده از كنار شطّ « كارون » مىگذرد .
از « جريهء سيد خلف » ، كه بين راه واقع شده ، گذشتيم . از « بند قير » به اينطرف ، در تحت حكومت « شيخ خزعل خان » ، حاكم « محمّره » است .
« ويس » هم ده « آباد » [ و ] پرجمعيتى است و مردمان كاسبى دارد ، تقريبا 200 خانوار سكنه است و در كنار شط « كارون » ، واقع شده است . درخت و سبزه هم دارد ، يعنى درخت نخل خرما و درخت كنار است . مىگويند در ويس صورتهاى خوشگل پيدا مىشود . رنگ مردمانش هم گندمگون است . از دور هم ، كنار شط كارون ، جاى هموارى زده شده [ است ] . فردا ، ان شاء الله ، به « بندر ناصرى » خواهيم رفت .
شنبه ، 24 [ جمادى الاخرى 1315 ه . ق . ]
[ ناصرى ]
دو سه ساعت از آفتاب بالا آمده ، از « ويس » روانه شده ، راه « مسطّح » [ و ] هوا هم آفتاب خوبى بود . به صحراى « اهواز » ، كه يك فرسخ و نيم به « ناصرى » مانده ، رسيديم .
« شيخ عبود خان سرهنگ » ، نايب الحكومه « ناصرى » [ و ] برادرزادهء « شيخ خزعل خان » ، حاكم « محمره » ، با دويست سيصد سوار « اعراب » طايفهء « باوى » ، و اعيان « ناصرى » به استقبال آمد .
« مسترويت » ، ناظم سيم تلگراف « عربستان » هم جزو مستقبلين بود . « حاجى سيد حسن
هامش
( 1 ) . ويس( Veys )مركز بخش « باوى »( Bavi )شهرستان اهواز ، كه نام خود را از ويس ، معشوقه رامين ( يك داستان عصر اشكانى ) يا ويس( Vis )واژهاى ايلامى به معناى ده - شهر يا آرامگاه جعلى اويس قرنى اخذ كرده است . اين شهر كوچك و عربنشين ، كه اكثر اهالى آن فقير و محروم هستند ، در آبانماه 1385 ه . ش .
2480 خانوار و 040 ، 14 نفر جمعيت داشته است .