تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
محمد على خان مستوفى » ، به اردو آمديم . اوّل به چادر « طاهر خان سرتيپ » وارد شديم . بعد ، با « ميرزا محمد على خان مستوفى » ، كه هم‌منزل هستيم ، به چادر خود آمديم . يك چادر مندرس سرتيپى زده بودند . نشستيم . از اهل شهر آمدند ، ديدن كردند و رفتند . محل چادر ما ، كه اين‌طرف رودخانهء « بليطى » برپا است ، مقابل خانهء مرحوم « ميرزا اسد الله خان » ، كه از خان [ ه ] هاى معتبر « شوشتر » بوده ، واقع شده [ است ] . خان [ ه ] هاى شهر ، اغلب پيدا است . رودخانه هم تقريبا ده دوازده ذرع گودتر از زمين چادرها است . به‌هرحال ، چادر ما را هم « فراشباشى » فرستاد عوض كردند و معذرت خواست .

شنبه ، 17 [ جمادى الاخرى 1315 ه . ق . ]

« پست » وارد [ شد ] و كاغذهاى مفصّل براى « حضرت اجل » آورد . من هم كاغذهاى مفصّل از « تهران » و « همدان » داشتم .

يك‌شنبه ، 18 [ جمادى الاخرى 1315 ه . ق . ]

« حاجى رئيس » ، كه « حاجى محمّد على رئيس التجار » ، وكيل « شيخ خزعل خان » ، حاكم « محمره » و « شط العرب » است ، حسب الاحضار آمده ، به « تهران » عازم بود . كاغذهاى مفصل در سفارش مشار اليه ، از جانب « حضرت ايالت » به « تهران » نوشته شد . من هم كاغذى به « نادعلى خان » اخوى نوشته ، به توسط « حاجى رئيس » فرستادم .

روز دوشنبه ، 19 [ جمادى الاخرى ] الى عصر سه‌شنبه ، بيستم جمادى الاخرى [ 1315 ه . ق . ]

مشغول تحريرات جواب كاغذهاى پست « حضرت اجل » و كاغذهاى شخصى خودم بودم . بعد از فراغت از كاغذهاى پست خيلى مفصل ، دو ساعت و نيم به غروب مانده ، در ركاب « حضرت ايالت » روانه شديم .

[ كنار ]

منزل را هم كه بايد برويم « كنار » « 1 » مىگويند و 5 فرسنگ مسافت است . « 2 » تا غروب
هامش
( 1 ) . در حاشيه آمده است : « كنار . در اين صفحات درخت سدر را مىگويند . از اين درخت در شوشتر . . . » ( 2 ) . كنار( Konar )درختى است از تيره عناب‌ها كه در لاتينZikyphus Lotusو در فرانسوىepine du christگفته مىشود و ميوه آن خوراكى و معمولا به اندازهء فندق است . شاخه‌هايش بىكرك و برگ‌هايش كوچك و بيضوى و گل‌هايى به رنگ آبى دارد . برگ‌هاى كوبيده آن به نام « سدر » در استحمام استفاده مىشود . درخت سدرة المنتهى ( كنار آخرين ) در منابع مذهبى وجود دارد . درخت كنار در خوزستان به وفور يافت مىشود . و گاه عمر آنها به صدها سال مىرسد و ارتفاع آنها گاه به 8 تا 10 متر رسيده و در قصه‌هاى