تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
و اعياد خاص ، كه متعلق به اشخاص است ، حدّ يقف « 1 » ندارد ، به واسطهء اين‌كه در روسيّه ، هر شخص اعلى يا ادنى ، اناث يا ذكور 2 عيد « 2 » دارد ، يكى تولد و يكى اسم گذاشتن . و هر ساله اين شخص در اين 2 روز ، از « عيش » و « ضيافت » ناگزير است . اين است كه اغلب روزهاى « روسيه » ، برازنيك است ، يعنى عيد است .

حكايت

وقتى فيما بين يك نفر روس و يك نفر نمساوى مباحثه بود ، و هريك مدعى آن بودند كه عيد ما بيشتر است . آخر قرار دادند كه هريك عيدهاى خود را شماره دهند و به عدد عيدى ، مويى از سر ديگرى بركنند . نمساوى شروع كرد به تعداد ، و دانه‌دانه موى روسى را بركند ، تا عيدهاى او به اتمام رسيد . نوبت شخص روسى شد . گفت : امروز ، فلان عيدمان است ، و فردا 3 عيد است ، پس‌فردا 8 عيد و همه را به اسم مىشمرد و موى نمساوى را برمىكند . گوئيا مرغ بود و پر مىكند ، تا به روزى رسيد كه روسى از شمارهء عيدهاى آن روز عاجز بود ، ولى از كندن موهاى نمساوى عجز نياورد و به يك‌بار همه موى سر او را بركند . فرياد كرد كه اين كدام عيد بود ؟ گفت : ندانم . اين‌قدر دانم كه امروز به شمارهء موهاى سر تو عيد داريم .
هامش
( 1 ) . يقف( yaqif )، ايستادن ، توقف ، تعطيلى ، خاتمه دادن ، جلوگيرى كردن ، بازداشتن ، موكول كردن ، تعيين كردن . ( فرهنگ عربى فارسى ، 765 ) . ( 2 ) . در اصل : وعيد
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 655 | هارون وهومن