مىشوند . اولاد صاحبان منصب و كشتىها نيز كه در « تربيتخان [ ه ] ها » زيست دارند ، 950 [ نفر ] مىشوند .
عماراتى كه تازه بنا شده ، غير از بيمارخانه اعظم پادشاهى ، 5 عمارت است . 2 دست آن براى علاج دواى مجانين بازنجير و بىزنجير ، يكى براى بيمارانى كه به حالت بد مىافتند و طبيب از معالجه عاجز مىشود ، آنجا مىبرند ، [ و ] مستحفظ و خدمه و دوا و غذاى ايشان تا ساعت تسليم متوجهاند ؛ و يك دست براى اطفالى است كه رسم بوده سر راهها مىگذاشتند و معلوم نبود از كيست ، حال به آن عمارت مىبرند .
« دايه » و ساير لوازم موجود است و مأمورند به گرفتن آنها و تربيت نمودن ؛ و يك دست ديگر مختص « پيران » و « معيوبان » است ، كه « فقير » و قادر به قوت نيستند .
[ مصراع ]
مصيبت بود پيرى و نيستى .
در اين عمارت ، « ملبوس » و « مأكول » ايشان مقرر است تا « موت » ايشان دررسد .
و اينها خيراتى است عام ، از هر ملتى باشد ، در كفالت ايشان مسامحه [ اى ] نيست .
كارخانهء اين شهر زياد نيست ، زيرا كه غالب ضروريات اينجا به كمال سهولت و ارزانى قيمت ، با كشتىها از اطراف مىآيد . كارخانهء « نساجى » و « صبّاغى » « 1 » و « شمعريزى » و « صابون » و « ريسمانتابى » از 50 بيشتر نيست و بيشتر رعاياى اينجا ، صنف « تجار » ند ، نظر به كثرت كشتىها و صنف « ماهىگير » ند ، به واسطهء اينكه قوت غالبشان « ماهى » است ، بلكه اكثر از خريدوفروش ماهى تجارت كلى مىكنند و از اينجا به همهء شهرهاى « روسيه » مىبرند .
ماليات اصناف از روى « نتيجه » است ، مثل ساير جاها ؛ مگر اينكه از صاحبان خان [ ه ] ها نيز از روى قيمت خانه ، سالى تومانى 100 دينار مىگيرند ، و اين وجه سالى 000 ، 20 تومان مىشود و از اينجا مىتوان قيمت عمارات شهر را تخمين كرد .
ديگر اينكه اگر كسى بخواهد خانهاش را در سوختن و ساير آفات ، تعميرش در عهدهء ديوان باشد و اين خانه خلف بعد خلف براى اولاد او بماند ، از روى قيمت خانه ، سالى تومانى 10 شاهى به خزانهء پادشاهى مىدهد .
مسجد : مسجد بزرگ و سنگى اين شهر 4 است و كوچك قريب [ به ] 40 . اينها ،
هامش
( 1 ) . رنگرزى .