مرتبهء دويم ، منزل اين شخص و عيال او است .
مرتبهء سوم ، به تركيب مناره ساخته شده [ و ] محل 2 نفر « سالدات » است و ناقوسى آويختهاند و [ در ] ساعات 24 گانه ، اين « سالدات » به نوبت مواظبند اگر از جانبى « جنجال » برخاسته « 1 » شود و يا خانه [ اى ] آتش بگيرد ، ناقوس مىزنند [ و ] همهء شهر را مخبر مىكنند و زود درصدد چاره برمىآيند .
و اين كدخداها ، بايد صورت امرونهى و حقيقت احوال قسمتى را كه دارند ، روزبه روز ، به بزرگتر از خود ، كه به منزلهء « كلانتر » است ، معلوم كند و او از آن اتفاقات ، هر چه را لايق داند ، به حاكم استحضار دهد ؛ و حاكم اين « روزنامه » را نزد « اولياى دولت » بفرستد ، و آنها آنچه را شايسته دانند ، به سمع « اعلى حضرت امپراتور » برسانند .
و فرضا امرى اگر همه نقص حاكم باشد ، هرگاه اتفاق بيفتد ، موافق « زاكان » بايد خود بنويسد [ و ] جرأت ندارد كتمان كند .
و در هر شهر « وكيل مالياتى » معين است به تعيين و خواهش رعايا . موعد « وكالت » اين شخص 3 سال است و بعد ، نوبت ديگرى است .
وضع تعيين « وكيل » اينطور است كه رعايا رأىها را منحصر مىكنند به 2 يا 3 رأى ، و صاحبان رأىها در « مجمع مخصوص » جمع مىشوند و به قصد اشخاصى كه در نظر گرفتهاند ، « مهرهاى چوبى » در دست دارند و به روى تخته [ اى ] كه در آن تخته ثقبه « 2 » ها دارد ، حركت مىدهند . در هر « ثقبه » كه به قصد شخص منظوره « مهره » زيادهتر افتاد ، آن شخص « وكيل » است .
و اين « وكيل اخذ ماليات » بايد « متمول » و « بىطمع » و « بىغرض » باشد .
« دفترخانه » و « نويسند [ ه ] ها » براى اين شخص ، از « ديوان » معين است ؛ و در مطالبهء وجه « زدن » و « بستن » و « ضرب » و « تهديد » ، مطلقا متداول نيست . هركه در سر موعد وجه ملزمى خود را نرساند ، ضعف آن وجه بر « ذمّه » او مقرّر است . به اين سبب كسى را قدرت تأخير نيست .
بزرگترين عمارات اين شهر ، عمارات متصل به « ميدان » و نزديك [ به ] كليساى بزرگ است .
محل سكناى « حاكم » ، عمارتى بهتر و بزرگتر از همه است كه به « عمارت پادشاهى »
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته
( 2 ) . ثقبه( Soqbe )، سوراخ .