مىنشينند « 1 » و عيب نيست ، و اين صنف « 2 » در همهء شهرها « ماليات » مىدهند .
و فصل زمستان ، نظر به برفهاى متوالى و يخ شديد ، به جاى « گارت » و « كالسكه » و « درشكه » و « عرّاده » و چه براى « سوارى » و چه براى « بار » ، چيزى متداول است شبيه به « كالسكه » ، اما بىچرخ ؛ و در رفتار ، تندتر از « كالسكه » و غيره است .
به زبان « روسيه » [ به آن ] چانه مىگويند .
و اين خاص مكانهايى است كه برف زياد باشد ، و يا نزديك « اتل » باشد و بخواهند از روى يخ رودخانه تردد نمايند ، يا اينكه [ در ] كوچ [ ه ] ها يخ به مرتبه [ اى ] باشد كه حركت چرخ « كالسكه » و غيره ، لغزش به هم رساند .
و در « حاجى ترخان » ، هرسه هست .
بنده در به دو ورود تازگى و آراستگى و وسعت و تساوى « كوچه » و « محلات » « حاجى ترخان » را كه ديدم ، چنان تصور كردم كه اين شهر از شهرهاى خوب « روسيّه » است .
پس از استحضار از احوال ساير شهرهاى « روسيّه » ، معلوم شد كه اين شهر را هنوز شباهت تام به ديگر شهرها نيست ؛ و سبب اينكه شهرهاى « روسيّه » ، بايد در وضع « عمارات » شبيه هم باشند .
اين است كه براى هر شهر ، در « پتربرغ » « 3 » ، معمارى كه صاحب علم و عمل است ، مأمور مىشود با « نقشه » و « اسباب هندسه » . و چنان صاحب حكم است كه هرگاه كسى بخواهد 2 چوب بر روى يكديگر بگذارد « 4 » ، ناچار است در استحضار و تصديق او .
و اين شهر به طريق مساوات ، 4 قسمت است . بر هر قسمى « كدخدايى » گماشتهاند .
و براى آن شهر و اتباع او در هر « محلّه » عمارتى محكم ، مشتمل بر طبقات سه گانه بنا شده [ است ] :
در مرتبهء پايين ، نويسند [ ه ] ها نشستهاند و محل حكم و حبس و سياست است .
هامش
( 1 ) . در اصل : مىنشيند
( 2 ) . در اصل : صنف
( 3 ) . سنپترزبورگ ، پايتخت امپراتورى روسيه در زمان سفر مجد الملك .
( 4 ) . در اصل : بگذراند