پادشاهى ، كه تخمينا 1000 مىشوند ؛ و اهالى كليساى اعظم و كليساى ديگر ، كه بر سر برجى واقع است .
از آلات حرب ، قريب 150 توپ در برج قلعه سوار كردهاند و در انبارهاى تفنگ و اسباب ديگر ، بىحدوحصر است .
ذخاير موقوفات كليساى اعظم كه بنا به مشهور اكثر آنها اشياء گرانبها است ، در « قلعه » است و در قلعهء اين زمان از همه سمت معمور و مسكون است .
طول آبادى شهر ، تخمينا يك فرسخ و نيم و عرض نيم فرسخ است .
كوچ [ ه ] ها در وسعت بىتفاوت است و هر كوچه دو راه پياده از دو طرف و راه 2 گارت در وسط دارد ، كه بر آينده و رونده دشوار نباشد . به طريق ساير شهرهاى « روسيّه » راه كوچ [ ه ] هاى شهر و اطراف ، تا منتهاى آبادى ، همه « مسطح » و « هموار » است ؛ به واسطهء اينكه سوارى منحصر است به « گارت » و « كالسكه » و « درشكه » ، و حملونقل همهچيز به « عرّاده » است .
چنانچه پل عيب كند ، يا در راهها فى الجمله فرازونشيبى و خرابى به هم رسد ، همان ساعت بر وفق قرار دولت ، عمله و اسباب حاضر است [ و ] بايد تعمير كنند .
تأخير شود ، ادنى رعيت مىتواند « عريضه » به « ديوانخانه پادشاهى » بدهد ، كه فلان روز ، بارى از « ده » به « شهر » يا از « شهر » به « ده » حمل كردم ؛ فلان راه خراب بود ، باعث « تعطيل » و « تأخير » كسب معيشت من شد [ و ] فلان قدر متضرر شدم .
اكثر خلق از « صاحبمنصب » و « تجار » و « ارباب دولت » از خود « اسب » و « كالسكه » و اسباب دارند .
قريب 1000 درشكهچى هم هستند كه به مردمى كه بىاستطاعتاند ، كرايه مىدهند ؛ و مدار اين درشكهچىها ، به كرايه درشكه مىگذرد ، شهرى ديگر بيشتر است .
مشهور است در « مسكو » ، نزديك [ به ] 1000 درشكهچى هست كه « درشكه » و « گارت » و « كالسكه » و « اسب » و « اسباب » از خود دارند [ و ] كرايه دهند . و اسب و اسبابشان به مرتبه [ اى ] منقح و خوب است كه صاحب منصبهاى بزرگ در آنها
هامش
بزرگى فراهم آيد . با اين پول كليساى ترينيته ( اوسپنسكى ) ساخته مىشود كه به اعتبارى كهنترين بناى قلعه كرملين آستارا خان - كه يك برج 7 طبقه دارد - بهشمار مىرود . ( ديدار از آثار تاريخى و معمارى و چوبى شهر تاريخى حاجى طرخان ، آسترا خان ، پرويز ورجاوند ) .