ذكر آراستن لشكر قزاق
در سنه 1715 از ميلاد ، از جانب « پتر كبير » به طوايف « تتر » فرمان رفت كه « خودسرى » و « خودخواهى » در محروسهء ما نشايد . ساكنين بلاد ما از دو صفت خارج نيستند ؛ يا « رعيت » اند ، يا « نوكر » . آنها كه در پى كسب و منفعتاند ، « خراج » برايشان مقرّر است . هركه در « خراج » آنها شركت ندارد ، مقتضى عدالت آن است كه در سلك سپاه باشد ، تا حارس خراجدهندگان « 1 » تواند شد .
6000 « قزاق » به امتثال « 2 » حكم ، اسمهاى خود [ را ] به « دفتر سواره » ثبت دادند و 1731 نفر از « تتر » و « قلماق » .
و به همين سبب اختلاف فيما بين طوايف « قزاق » و « تتر » و لجاج اينها به مرتبه [ اى ] قوت گرفت كه از مذهب خود نيز تبرّا جستند و « روس » شدند .
فيما بين طوايف مزبور در اين سنه مقرر گرديد كه هر [ كه ] « رعيّت » است ، در توقف جائى و يا مسافرت به مكانى ، در هر صورت « تذكره » و « باشبرد » داشته باشد ، سالى دوبار تجديد كنند ؛ و اگر كسى بىتذكره در « آبادى » و يا « صحرا » زيست كند ، گرفتار عقوبت دائمى است .
اين هم علتى ديگر شد كه باز جمعى از « تتر » و « قزاق » نوكرى اختيار كردند و در سلك « 3 » سپاهى درآمدند . لباس ايشان كوتاه و شلوار تنگ و چكمه و در پاشنهء چكمهء اينها « حلقهء آهنى » وضع كردند . به طريق ساير سواره « روسيّه » ، اسلحهء ايشان « نيزهء
هامش
( 1 ) . در اصل : دهندهكان
( 2 ) . فرمانبردارى .
( 3 ) . سلك( Selk )، صف .