ليمنوس » نرسيده [ و ] مشهور است [ كه ] از عهد « پتر كبير » به اين طرف ، زياده از دو نفر ، كسى نتوانست آن قدر خدمت كند ، كه به اين مرتبه برسد ؛ و اينها هيچ يك بىخدمت نمىشود .
[ مصراع ]
به « زور » و « زر » ميّسر نيست اين كار .
بالجمله ، « پتر كبير » به قدرت ضرورت ، لشكر به « ينرال ميسيور » ، ابواب جمع نمود و خود به « حاجى ترخان » معاودت كرد .
در بين ، به عرض او رسانيدند كه 000 ، 40 « قلماق » از حدود « خطا » به اين ملك آمده [ و ] بناى خدمت و توطن دارند . فرمود : مكانى براى آنها معين كردند و نامه [ اى ] به پادشاه « خطا » نوشتهاند ، كه اين « طايفه » اكنون در ملك ما به منزلهء مهمانند .
« الضيف اذا انزل نزل برزقه » .
عذر خواستن ايشان شرط « ميزبانى » نيست ، ولى از دوستى و موالات نيز ناگزيريم . اگر به معاودت اينها دلنگراناند ، اينك عازماند .
پادشاه « خطا » نوشت كه كثرت خلق حدود بلاد ما از رفتوآمد اين قدر مخلوق ، نقصانپذير نيست . مهمانپذير باشيد .
و هم از آن عهد ، طايفهء « قلماق » ، در اين بلاد توطن جستند و مشمول رعايت پادشاه گرديدند .
قصبه [ اى ] كه بزرگ ايشان سكنا دارد ، مكان خوبى است و 30 ورستى « حاجى ترخان » واقع است . در عادت قديم و لسان و مذهب اينها ، به هيچوجه تغييرى به هم نرسيده [ است ] .
پس « پتر » فرمود در « حاجى ترخان » مكانهاى خوب بنا كردند خاص غربا و تجار ايرانى و مردم را به مرور و معامله و بيع [ و ] شرى امتعه تشويش مىفرمود و سكنه ولايت را به تحصيل صنعتها و كسب معارف امر « 1 » مىكرد .
در « تاريخ غونيكوف مورّخ » ، مذكور است كه « پتر بن الكسى بن ميخائيل » « 2 » در سنه 1722 ميلاد مسيح . خبر ضعف دولت ايران و قتل و نهب « 3 » تجّار « روسيه » را در « شيروانات » شنيد [ و ] عازم صوب « 4 » « حاجى ترخان » شد .
هامش
( 1 ) . در اصل : امرامر .
( 2 ) . در اصل : كه پتر بن الكسى بن ميخائيل پتر بن الكسى بن ميخائيل
( 3 ) . غارت ، چپاول .
( 4 ) . سمت ، جهت ، ناحيه .