تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
لدى الورود « 1 » ، به اقتضاى قواعدى كه خود واضع آن بود ، نخست به ديدن « بيماران » كه در « بيمارخانه‌هاى دولتى » استعلاج مىنمودند ، رفت و تفقد حال آنها [ را ] به نحو كمال كرد و پس از آن از حال « محبوسين » تفتيش فرمود ؛ و نظر به حرارت هوا ، خارج شهر را استراحت‌گاه گزيد و به تدبير مأموريت سپاه مشغول گشت . و امر كرد كه « لشكر بحرى » مستدرجا روانه شوند و در هر « لنگرگاه » از روزنامه « لشكر خشكى » مخبر باشند و هرجا كه فيما بين اين دو لشكر قرب مسافت به هم رسيد ، سران و سرهنگان از احوال « دريا » و « خشكى » به يكديگر خبر دهند [ و ] خود نيز از جانب دريا عزيمت فرمود . و از آيات اقبال او نوشته‌اند ، به جايى رسيد كه تلاطم دريا ، همه را به بيم غرق انداخت ، و او در غايت قوت قلب ، به اشارهء چوبى كه در دست داشت ، تلاطم آب را فرونشاند . [ مصراع ]
كين منم يا تو گرفته ره صحرا در پيش .
همين‌كه به محاذات « ترخو » رسيد ، كه اول خاك « قفقاس » است ، « شمخال » - كه بزرگ داغستان بود - به « تكريم » و « تعظيم » و « ضيافت » پيش آمد و خاطر « پتر » از او خرسند « 2 » گرديد ؛ و هم در توقف دوسه روزه « ترخو » ، راههاى « 3 » عبور لشكر را از دريا و خشكى تحديد فرمود . و امر كرد جمعى از « سپاه بحرى » به جزيره « آغره خان » مأوا كنند و سفاين حربيه « 4 » خود را آن‌جا اقامت دهند ، و بقيه در ظلّ عزيمت او ، روانهء « دربند » « 5 » شوند ؛ و اين‌كه اول به جانب « دربند » توجه فرمود ، سببش اين بود كه ضرر تجّار بيشتر از اهالى « دربند » بود و فى الحقيقه ، اگر آنها به فتنه مايل نبودند ، ديگر اهل « قفقاس » ، جرأت اين شرارت [ را ] نمىكردند . بالجمله ، برحسب قرار « پتر » ، لشكر خشكى و دريائى ، در يك روز اطراف « دربند » را محيط شدند ، و به آتش‌بازى توپ‌هاى « كوه‌كوب » ، در 5 ساعت ، خلق « دربند » ،
هامش
( 1 ) . گاه ورود ، به محض ورود . ( 2 ) . در اصل : خورسند ( 3 ) . در اصل : ارهاى ( 4 ) . كشتىهاى جنگى . ( 5 ) . دربند( Derbent )شهرى است در استان ( جمهورى خودمختار ) داغستان روسيه ، در ناحيه قفقاز ، در ساحل درياى خزر ، كه در قديم پايتخت داغستان بوده و در روزگار فتحعلى شاه قاجار ، شمالىترين شهر مرزى ايران به‌شمار مىرفت .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 610 | هارون وهومن