بيان توجه پتر كبير به حاجى ترخان
« شرح احوال پتر كبير » ، به « فارسى » ترجمه شده و كتابى است [ كه ] در دار الطباعه « ايران » صورت طبع و تمثيل يافته [ و ] اين مختصر ، گنجايش اطناب « 1 » ، بل ايجاز آن را ندارد .
گروهى معتقدند كه او قبل از اينكه بر مسند « حكم » نشيند ، به سياحت اطراف رفت و جامع فنون حكمت و صاحب علم و عمل شد و اسم او در فيلسوفان معظم به شماره مىآيد ، و كارهاى او « خارق عادات » شمرده مىشد ، كه به هرچه توجه مىكرد ، به حصول مىپيوست . وضع زاكان و گذاشتن قواعد ، از نتايج رأى حكم آراى او است ؛ و استحضار آن موقوف است به ديدن آن كتاب 16 گانهء « زاكان » .
قطع نظر از ميل مفرطى كه به سياحت بلاد داشت ، سبب توجه او در آنجانب « حاجى ترخان » به اين نحو گفتهاند [ كه ] پس از آنكه اين صفحه از فتن [ ه ] هاى متواتره ايمن گشت ، سمت « قفقاسيّه » و سواحل « بحر خزر » رنگ اغتشاش گرفت .
اشرار « قفقاسيّه » به ضبط سفاين تجارت و غارت آنها دست برآوردند ، و دولت « ايران » را به واسطهء ضعف سلسلهء صفويّه قوتى نبود كه درصدد ضبط « قفقاس » كه از محروسهء « ايران » بود ، برآيند .
نامه به دربار « پتر » فرستادند و به مقتضاى عهد دوستى ، دفع فتنهء اشرار را از او خواستند ؛ و او در سنه 1722 [ مسيحى ] ، لشكرى موفور از سمت « حاجى ترخان » مأمور فرمود و خود نيز به فاصلهء چند روزى وارد اين صفحات گرديد .
هامش
( 1 ) . پرگويى .