تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
خود را در بند بلا گرفتار ديدند ، امان خواستند . كليد دروازه‌ها و قلعه تسليم شد . فرداى آن روز ، « پتر » به نفس نفيس به شهر رفته و « خراب » و « آبادان » را به نظر دقت ملاحظه كرد . بزرگى و حكمرانى آن قلعه را به عهدهء « پالكونسكى » گذاشت ، كه در اين جنگ هنرها به‌كار برده بود و او را رتبهء « ينرال ميسيورى » داد بتسبين و يكى از قواعد مستحسنهء او است كه درجات منصب را مقابل مراحل خدمت وضع كرد ؛ مثلا در لشكر خشكى « سالدات » كه پايهء خدمت را فوق تكليف خود رساند ، « اونترافيت سر » مىشويد و بعد « افيت‌سر » . و اين سه مرتبه دارد : اول . پراپرش چيك دوم . پات پروچيك سيّم . پروچيك است . بعد « اشتپش كپيتان ، بعد « كپيتان » ، بعد « ميتور » ، بعد « پات پالكونيك » ، كه به منزلهء سرهنگ است ، بعد « پالكونيك » ، كه 4 فوج به او مىدهند ، به منزلهء سرتيپ است . « پالكونيك » 4 فوج يك « پالك » است [ و ] رئيس 4 فوج « پالكونيك » است . بعد ، « ينرال ميسيّور » ، بعد « ينرال ليت‌منت » و بعد به مرتبهء « ينرال آتين فنسترى » مىرسد ، كه « پسفاويج اينتوينرال » است . و لشكر دريا به جاى « سالدات » ، « مطرس » است . مطرس « باوسمه‌من » مىشود ، بعد « باوسمن » ، بعد « مينچ‌من » ، بعد « ليت‌منت » ، بعد « كپتان افترارنگه » ، بعد « كپتان پردارنگه » ، بعد « كانترآدميرال » ، بعد « ديه سه آدميرال » ، بعد « آدميرال » است ، كه « دريابيگى » مىشود . اين اوقات ، « قسطنطنين نيكاويج » ، پسر دوم اعلى حضرت امپراتور « ينرال آدميرال » است ، كه « دريابيگى » درياها است و لشكر دريائى با او است ، و در قدر و منزلت ، اول « غراف » مىشود ، به منزلهء « خان » و بعد « كينز » يا « كينس » و اين ، دو قسم است : يكى ترجمهء لفظش يعنى « روشن‌كننده » ، [ و ] يكى اين ترجمه را ندارد . آن‌چه اولاد پادشاهان‌اند ، آنها را هم « گينس » مىگويند [ و ] به « ولىگىگىنز » مشهورند . شاهزاد [ ه ] ها و كسانى را كه به اين مرتبه‌اند ، « گينز » مىگويند . آن‌چه به خدمت به اين پايه رسيده‌اند ، « گينز » تنها مصطلح است و شاهزاد [ ه ] ها و نسل ملوك را « ولىگىگىنز » مىگويند . « ينرال ليمنوس » مرتبه‌اى است همه مراتب . در اين عهد ، كسى به مرتبهء « ينرال