تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥

بناى باغات در حاجى ترخان

ملك « حاجى ترخان » در ازمنهء قديمه شباهت تام داشت به امكنهء ساير « تاتار » ، و مطلقا در باغات و بساتين ربطى نداشتند . اگر درختى يافت مىشد ، « خودرو » و « غير مثمر » بود . [ مصراع ]
وين باد مختلف بكند روزى آن درخت .
از اختلاف طوايف ، اشجار مثمره نيز رشدى نداشت ؛ و سبب ديگر اين‌كه زمين اين‌جا همه « مسطح » و مشرف به رودخانه است و پيموده‌اند جايى كه آب رود به طريقى مشرف شود كه باغى سيراب كند ، نديده‌اند و كسى هم درصدد تدبير ديگر نبود . تا عهد « ميخائيل فادراويج » « 1 » ، يكى از اهل سياحت « اوستريا » - كه از اقسام « نمسه » است - چندى در « حاجى ترخان » توقف كرد . چون اهالى « نمسا » در « تدبير منزل » سليقهء غريبى دارند ، اين شخص در منزل خود كه با زمين‌هاى ديگر به مثابهء تلى بود ، « باغ كوچكى » آباد كرد ، ولى به زحمت به اين نحو كه از كنار اين « بحر » نهرى عميق حفر نمود و به « اتل » اتصال داد و منبعى گرد از آن بر سر آن چرخى وضع كرد و به گردش به قدر ضرورت آب جريان مىداد . از هرجا دسترس داشت ، از هر قسم « نهال » تحصيل كرد و در كاشتن آنها ، دقايق
هامش
( 1 ) .Mecael Fyodorovich