تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
مىشويم ، مشروط به اين‌كه تا مدتى شرايط رعايت مرعى شود و قلم تكليف مرفوع باشد ، و بر ما آن قسم رجوع ميزبان در حق مهمان [ باشد ] . خواهش ايشان به قبول پيوست و اين طايفه ، مكان مزبور را به حسب اراضى و هوا و آب ، به امكنهء اصليه خويش شبيه يافته ، رحل اقامت افكندند و به رسم عمارات كه در جميع « اروپا » متداول است ، طرح شهر ريخته و چون « اعلى » و « ادنى » از يك « تبار » و « قبيله » بودند ، محتاج نشده از « گل‌كارى » و اعمال چوب و سنگ و نقاشى ؛ و آن‌چه مايلزم وضع عمارات بوده ، همه را خود به احسن وجه به اتمام رسانيدند . و « حاكم » و « كلانتر » و « كدخدا » و « مستحفظ » تعيين كردند ؛ و همچنين « كليسا » و « كشيش » و هرچه متعلق به « مذهب » است . به خارج از خود آميزشى ندارند ، مگر براى فروش امتعهء تجارت ، كه اين اوقات از هر مقوله در دار الصناعهء ايشان ممكن است . بسيار « غريب‌دوست » و « بىتكبّر » ند . راه عبور تجّار در عزيمت « مكاره » به اين شهر است و اينها پولى به خصوص دارند از كاغذ كه در شهر خودشان همه‌كس مىتوانند خرج كنند . و اگر كسى از آن وجه داشته ، وقت انصراف از « صرفه » « 1 » - اسم اين شهر است - مىدهد به هركه اهل شهر است [ و ] پول ديگر مىگيرد و روانه مىشود . و « زراعت » و « غرس اشجار » و پرورانيدن جميع « رياحين » و ساير صنعت‌ها ، در اين مدت قليل ، چنان كامل شده‌اند ، كه اين اوقات ديده مىشود كه اكثر چيزها كه « ظرافت » و « پاكيزگى » دارد ، چه « مأكول » و چه « مشروب » و چه « مصنوعات » ديگر ، همه را به اين شهر نسبت مىدهند . و خلق اين شهر عادت غريبى دارند ، كه دايم در تجسس فقراى خودند ، به مجرّد اين كه از فقر يكى مستحضر شوند ، سويّت « 2 » مىكنند و از مال خود به او قسمت مىرسانند ؛ به اين سبب ، فقير اين شهر كم است . غالبا « غنى » و « متمول » اند .
هامش
( 1 ) . احتمالا شهر سارپا( Sarpa )كه امروزه آن راSarpinskiyهم مىگويند و در ايالت كالميكيا ( قلماق ) روسيه در شمال غربى آستراخان قرار دارد ، همين سارفا ( صرفه ) باشد . ( 2 ) . مأخوذ از سوى( Savyy )به معناى برابر ، يكسان ، هموار . البته سويت( Soviet )به معناى شوراى نمايندگان ( در روسيه ) است .