موفور « 1 » آوردند . روسيّه ، به هريك از اينها « اعزاز » و « گرامى » بىحدوحصر مىكردند ؛ و ليكن به واسطهء كم بودن كشتىها ، تردد « 2 » اطراف بيشتر از راه خشكى مىشد ؛ و « بيع » و « شرى » ، بيشتر با ارامنه بود .
پادشاه آن وقت ، « الكسى « 3 » بن ميخائيل » فرمان كرد كه به خلاف ساير بلاد ، در « حاجى ترخان » ، هر طايفه هرچه بيع [ و ] شرى كنند ، كسى مانع نشود ، تا جميع امتعه وفور [ به ] هم رساند .
آن زمان ، تجار « ايران » كه به « حاجى ترخان » تردد داشتند ، 400 نفر بهشمار آمدند ؛ و امتعهء ايشان « ابريشم » و « پشمينهآلات » و « پنبه » و « ريسمان » و « مازرج » « 4 » و « روناس » و گاهى « مرواريد » و « فيرزوزج » و ساير چيزها بود .
« ابريشم » به حدى آوردند كه تجار بلاد « نمسا » نيز خريدارى مىكردد و به بلاد خود مىفرستادند و اهالى « نمسا » از آن وقت به ملك « حاجى ترخان » و حولوحوش آن آمدورفت كردند ، و قليلى مايل به توطن شدند .
ذكر آبادى شهرى كه به صرفه مشهور است و محل سكناى اهل « نمسا » است .
در 350 ورستى « حاجى ترخان » ، شهرى است كوچك و ظريف ، كه سبب آبادى آن جمعى از خلق نمسه شدند . مجمل احوال اهالى اين شهر اين است [ كه ] خانوارى چند از اهل « پروسيا » ، كه يكى از اقسام « نمسا » است ، از اغتشاش ملك خود بيزارى جست و از اولياى دولت امپراتور ممالك « روسيه » تمناى مكان كردند ؛ و گويا در اين بلاد رسم است كه اگر كسى درصدد « احيا » و « آبادى » مكانى برآيد ، به او از دولت نيز تقويت مىشود . پس از آبادى ملك ، شخص بايد به قاعدهء متعارف منال « 5 » ديوان بدهد .
اينها معلوم كردند كه ما خود به نفسه متعهد معموريت محل سكناى خود
هامش
( 1 ) . فراوان ، بسيار ، بىشمار .
( 2 ) . در اصل : طردد
( 3 ) . الكسيس اول( Alexis I )، دومين تزار روسيه ، فرزند ميخائيل( Michael )و پدر پتر كبير ، كه در سال 1629 م . به دنيا آمد و به مدت 31 سال ، از 1645 تا 1676 م . بر اين كشور فرمانروايى كرد و در سال 1676 م .
در سن 47 سالگى درگذشت .
( 4 ) . مازوج( Mazuj )يا ماز يا مازو ، گونهاى درخت بلوط است . نوعى برجستگىهاى كروىشكل ، به قطر 12 تا 20 سانتىمتر ، كه تحت اثر گزش حشره مخصوصى به نام « سى نيپس كالاتنكتوريا » بر روى درخت بلوط مازو ايجاد شده كه از آن در جهت تهيه مركب سياه ، رنگ كردن پارچهها ، چرمسازى و نيز در پزشكى به عنوان قابضى قوى استفاده مىشود . ( فرهنگ فارسى معين . 3 / 2527 ) .
( 5 ) . درآمد املاك و اراضى و شغل و منصب ، ماليات جنسى ( در عصر قاجار ) .