تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨

ذكر احوال خزر

« خزر » را پسر دوم « يافث بن نوح » دانند ؛ و گويند او بعد از سياحت ، به ملتقاى و مقام اتصال رود « اتل » به « بحر خزر » سكنا گرفت و شهرى بنا كرد در نهايت استحكام و متانت ،
« كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ »
« 1 » . بعضى معتقدند كه سلاطين نسب او ، لقب « خاقان » « 2 » [ را ] ضميمهء اسم خود كردند و تدبير صيد ماهى و تحصيل را از « نحل » « 3 » به او نسبت مىدهند . وقتى « خزر » به آب دريا غرق شد و به زحمت مستخلص گشت ، به اين جهت هميشه از آب نفرت داشت و كينهء آب در دل او بود ؛ و حكم كرد كه اموات را به آب نشويند . پسرى « 4 » از او درگذشت . از « مجمع قبايل » سؤال فرمود كه : « دشمن آب چيست ؟ » گفتند : « آتش » . پس « آتش » خواست و جسد پسر به آتش بسوخت و اين عادت از آن عهد به « هنود » نشر كرد . « انويل » مورخ مىگويد : ابتداى مائه خامسه از ميلاد ، « تولون » يا « تورون » نام « تتر » ، لقب « خاقان » بر خود نهاده ، و لواى اعتلا بر اكثر اين صفحات برافراشت ؛ و بر سواحل
هامش
( 1 ) . قرآن ( كتاب دينى مسلمانان ) - صف : 4 . ( 2 ) . خاقان( Xaqan )، واژه‌اى است تركى و عنوانى است كه به پادشاهان چين و تركان داده‌اند . ( فرهنگ فارسى معين ، 2 / 997 ) ( 3 ) . زنبور عسل . ( 4 ) . در اصل : پسر