تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١

ذكر احوال روس

« روس » را سومين پسر « يافث بن نوح » مىدانند . او مردى بىآرام بود . از « فوت » و « فرقت » ، مدتى خاطرى « پريشان » و « غمين » داشت . نظم
رفتى و هيچ‌گونه نيابم ز غم قرار * با خويشتن ببردى « صبر » و « قرار » من
پس از مسافرت بسيار ، كس نزد « خزر » فرستاد و از او جاى سكنا خواست . « خزر » ، بعضى از ساحات شمال و مغرب [ را ] كه خاك و هواى بارد داشت ، به او داد . « روس » خواست از تنگى فضا و تنكى معيشت خود يارغو كند ، يعنى دادخواهى نمايد ، طبعش قبول نكرد و پاس خاطر برادر مرعى داشت . [ مصراع ]
من از تو سير نگردم براى بيش و كمى .
در پى وسعت و آبادى فضاى خويش افتاد [ و ] اتباع خود را در آن امكنه به « زرع » و « كشت » و « كسب » و « معاش » ترغيب مىنمود . مورخين روسيّه نوشته‌اند كه در 862 ى مسيحى ، 3 برادر از نسل « روس » با جمعيتى از طايفهء اسلاوان شمالى از بحر بالتيك گذشته و به اين ساحات ، كه تاكنون سكناى ايشان است ، آمده‌اند . وصف « شجاعت » و « عقل » و « فراست » اين 3 برادر در كتب تواريخ « فرنگان » « 1 »
هامش
( 1 ) . در اصل : فرانگان