تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
بزرگ و كوچك ، سر به اطاعتش درآورده ، او را به رياست سلام دادند و در تدارك « معارك « 1 » » برآمده ، ذخاير وافر و مهمات بزرگ از براى دفاع فراهم نمودند . مع القصه ، چون سپاه حكومت راه به قريه الابيض نزديك داشت ، متمهدى چاره را پذيره « 2 » گشت ؛ هرچند به دست‌آويز رسل و رسايل ، ظلم و تعدى ياور مقتول و مظلوميت رعايا و عجزه را بازنمود ، سودى نبخشيد ، از در « ضراعت » « 3 » و « فروتنى » پيام فرستاد و طلب امان نمود ، مفيد نيفتاد . لاعلاج ، مهياى « مقابله » و « مقاتله » گرديد [ و ] با فوجى سپاه به مصاف‌گاه درآمد و طبل جنگ فروكوفت . از آن روى ، لشكر نظام رده بستند و بانگ دليران جنگ بالا گرفت و دهان توپ و تفنگ و صاعقهء بلا بر اهل سودان بباريد . متمهدى ياران را به « صبر » و « ثبات » اشاره نمود و اين آيه وافى هدايه
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ
« 4 »
»
الى آخر را مكرر بر آنها قرائت فرمود ، و خود از چپ و راست بتاخت [ و ] كار صفوف و صنوف را به وفق خوب و مرغوب بساخت . آن‌گاه چون شير برخروشيد و امر [ به ] هجوم داد . مردم سودان چون پيل دمان يك‌دفعه از جاى درآمدند و به لشكر حكومت حمله ور شدند و مردانه كوشيدند و حمله‌هاى سخت نمودند ، تا بسيار كس [ را ] به خاك هلاك افكندند . پس از دو ساعت از اين « محاربت » و « مكافحت « 5 » » ، اغلب لشكر مقتول [ شده ] و سردار نيز مجروح ، گرفتار آمد . باقى لشكر [ نيز ] در ميدان جنگ درنگ ننموده ، روى برتافتند . آلات و ادوات و اموال و اثقال فراوان به چنگ اهالى سودان درآمد . آوازهء متمهدى از اين محاربه و مضاربه يك‌دفعه بالا گرفت . قبايل و عشاير دور به دور و نهاد مردم آشنا و بيگانه ، مانند پروانه در اطراف او طواف كردند . او نيز تأليف قلوب اعراب را واجب دانسته ، احباب و اصحاب را به بذل مال و نزل « 6 » نوال « 7 »
هامش
( 1 ) . ميدان‌هاى جنگ ، معركه‌ها . ( 2 ) . در اصل : پزيره ( 3 ) . فروتنى ، خوارى ، زارى . ( 4 ) . قرآن ( كتاب دينى مسلمانان ) - بقره : 249 . ( 5 ) . دفاع كردن از كسى ، روبرو شدن با دشمن در جنگ ( بدون سپر ) . ( 6 ) . نزل( nozl )هديه . ( 7 ) . نوال( naval )عطا ، بخشش .