تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

[ دونقوله ]

قطعه دونقوله تا مائه « 1 » هفتم ميلادى ، از اهالى خود و از ملّت نصارى حكم‌دارى داشت و از مشاهير حكومت‌هاى آفريك محسوب مىشد . در ظهور اسلام و بعد از فتح مصر ، غزات « 2 » اسلام اين قطعه را از كفّار استخلاص كرده و اهالى موجوده‌اش نيز به دايره اسلاميّت ادخال نموده‌اند . مملوكين چراكسه « 3 » كه از مصر گريخته بودند ، به اين‌جا آمده ، استقلاليّت خودشان را در اين‌جا اعاده و تجديد نموده بودند . در اين قسمت ، انقسام مجارى رود نيل ، بعضى جزاير خيلى دلنشين به وجود آورده است ، كه يكى از اينها جزيره آرغو « 4 » است ، كه 25 كيلومتر يعنى 8 ساعت طول دارد . در اين جزاير هم 21 ده خيلى معمور موجود است و متعدّد هياكل اصنام ثابته به نظر مىآيد ، كه بلندى قدّ آنها از 7 متر كمتر نيست و منقوشات عتيقه هم بسيار است ؛ ولى درجهء نفاست اينها به درجهء نفاست ساير آثار عتيقهء خطه نوبيه نمىرسد . قصبچه مارقه « 5 » بسيار معمور و پرجمعيت‌ترين قطعهء دونقوله است و تقريبا 4000 نفس در اين قصبه سكنى گرفته است . اگرچه داراى پنجاه شصت هزار نفوس بودن شهر شهير دونقوله را مؤلفين عرب در مؤلّفات خودشان نوشته‌اند ، ولى امروز در جاى شهر مذكور غير از يك قريه خيلى كوچك ، آثارى به هم نمىرسد .

[ مرويّه ]

به‌قدر 20 كيلومتر « 6 » كه از قصبچهء قورتى « 7 » پيش روند ، به قريه مروّيه « 8 » داخل مىشوند .
هامش
( 1 ) . قرن . ( 2 ) . جنگجويان ، غزوه‌كنندگان . ( 3 ) . چراكسه( Cherakesa )، چركسيان . يكى از اقوام منطقه قفقاز كه در فرانسوىCircassiensو روسىTcherkessesگفته مىشوند ، در دامنه شمال غربى آن مىزيسته و در ساحل درياى سياه سكونت دارند و امروزه در ناحيه‌اى به نام چركسستان زندگى مىكنند و از دوران صفويه كنيزان چركسى در دربار پادشاهان ايرانى راه يافته و حتى به همسرى شاهان قاجار هم درآمده‌اند . ( 4 ) . آرغو( Argo )در كنار رود نيل و در نزديكى شهر دنگله ( دنقله ) سودان و روبروى دار العوده( Dar al Awada )و نيزAbattaقرار دارد و از توابعNubian Desertبه‌شمار مىآيد . ( 5 ) . مارقه( Maragha )، شهرى است كوچك در حومه دنقله ( دنگله ) سودان و در ساحل چپ رود نيل در سودان و نزديكىKubtotو شمالEL Urdi. ( 6 ) . در اصل : كلومتر ( 7 ) . قورتى ظاهرا همان شهركKurtiاست ، كه در سمت راست رود نيل واقع شده و از آبادى و عمران
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 371 | هارون وهومن