كسان طرفين خبر داد .
دوشنبه 21 ربيع الاول 1314 [ ه . ق . ]
طلوع صبح ، نماز [ را ] در « نوبران » خوانده ، روانه شديم .
يك چشمه از چشم [ ه ] هاى پلرو در اهدارخانه خراب شده [ است ] . 3 [ ساعت ] از دسته گذشته ، وارد « مركخرابه » « 1 » شديم . در 5 ساعت از « نوبران » به اين منزل رسيديم ؛ و مسافت 5 فرسخ است .
در نزديك « مرك » ، « ميرزا داود خان » و « رجب خان » و « جان على بيك بيوكآبادى » را ديدم كه به استقبال آمدهاند .
نزديك [ به ] غروب ، در خدمت « سردار » [ و ] محض گردش ، قدم زديم . يك نفر به لباس « درويشى » ، نزديك منزل ديديم . حضرت « سردار » نزديك او رفته ، تحقيقات از نام و نشان و وطن او فرمودند .
گفت : اسمم « حاجى شيخ محمد تقى » و از اهل « حلب » « 2 » هستم و قبيله دارم . به « مشهد مقدس » به « زيارت » رفته بودم . حالا برمىگردم ، مىروم به زيارت « عتبات عاليات » و از آنجا به وطن خود ، به « حلب » خواهم رفت .
سهشنبه ، 22 ربيع الاول [ 1314 ه . ق . ]
شبانه از « مركخرابه » راه افتاده ، يك ساعت از آفتاب گذشته ، به « زرق » رسيديم . از « مرك » تا « زرق » 4 فرسخ سنگين است . جنابان « اجلال الدوله » و « جلاء الملك » و « عبد الرحمن خان » و « نجف على خان سرتيپ » و خوانين « حاجيلو » و « خدابندلو » ، بهقدر 200 سوار به استقبال جناب اجل افخم « سردار » آمده بود .
« محمد حسن خان سرهنگ » اخوى به استقبال نيامده بود و در « همدان » بود . دو سه كاغذ به من نوشته بود ، دادند .
چهارشنبه ، 23 ربيع الاول 1314 [ ه . ق . ]
در « زرق » توقف شد .
پنجشنبه ، 24 ربيع الاول 1314 [ ه . ق . ]
هامش
( 1 ) . اين روستا در كنار كوه مرق با ارتفاع 2486 متر واقع شده است .
( 2 ) . حلبHalab )يا( Alppo، شهرى است در شمال سوريه و مركز استانى به همين نام . در روزگار باستانBeroeaناميده شده و دومين شهر سوريه محسوب مىگردد و بيشتر مردم آن كرد هستند . در سال 1994 م .
930 ، 582 ، 1 نفر جمعيت داشته است .